صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »قصیده‌ها
  3. »شمارهٔ 4 - در نعت پیغمبر اسلام «ص»

شمارهٔ 4 - در نعت پیغمبر اسلام «ص»

شاعر: عرفی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ارا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

ای برزده ، دامن بلا را

سر در پی خویش داده ما را

22

چون در ره مردمی نهی پای

از کوچه ما طلب وفا را

33

یادم نکنی و هیچ گه من

بی مژده ندیده ام صبا را

44

دیوانگی محبت تو

کامروز مسلم است ما را

55

بیگانه زتاج کرد تارک

آواره زکفش کرد پا را

66

جان و دل من پر از غم تست

بهر تو تهی کنم چه جا را

77

آماده صد، سرود دردم

ناکرده تمام یک نوا را

88

صد چاک سپرده ام بهر دست

ناکرده بدوش یک قبا را

99

ای بخت چنان مکن که آخر

ممنون اثر کنم دعا را

1010

یا دست جفای چرخ بر بند

یا بخل عطای مدعا را

1111

تا کی بشکیب در پذیرم

آفات نجوم فتنه زا را

1212

یارب چه عداوت است با من

این کارکنان کبریا را

1313

با خویش چو راز دوست گویم

از خانه برون کنم صبا را

1414

در ملک فرنگ و شهر اسلام

معزول ندیده ام هوی را

1515

تا کی بمیان خود ببینم

دست اجل شکسته پا را

1616

در انجمن جمال ، رویت

بگرفته زآفتاب جا را

1717

گر نقش جمال تو نگیرد

از سینه برون کنم صفا را

1818

تا کی فلکم بعشوه گوید

کای وهم تو کرده پی صبا را

1919

از عشق فلان بباد دادی

سرمایه دانش و ذکا را

2020

هر ند که راست گوید اما

خاموشی این ستم فزا را

2121

رفتم که بگنج خانه طبع

مرهون شرف کنم ثنا را

2222

گنجی بکف آورم که شاید

سرمایه نعت مصطفی را

2323

درج گهر آورم که شاید

آویزه گوش انبیا را

2424

دستی سخن آورم که شاید

مجموعه لطف اولیا را

2525

اینک به زبان رساندم از دل

تا داغ کنم دل شما را

2626

ای جود تو دست و دل سخا را

وی عزم تو بال و پر صبا را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اقبال کرم می گزد ارباب همم را

همت نخورد نیشتر لا و نعم را

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 3 - در ستایش حضرت رسول «ص»

اگلی نظم

مرحبا ای شاهد ایام را عهد شباب

وی بهین تو باوه باغ دعای مستجاب

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 5 - در مدح حکیم ابوالفتح

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اندر دل ما توی نگارا

غیر تو کلوخ و سنگ خارا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 114

دیدم شه خوب خوش لقا را

آن چشم و چراغ سینه‌ها را

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 123

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور