صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »قصیده‌ها
  3. »شمارهٔ 50 - در منقبت حضرت ختمی مرتبت (ص)

شمارهٔ 50 - در منقبت حضرت ختمی مرتبت (ص)

شاعر: عرفی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ه

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

ای مرا بر زشتی اعمال ، نومیدی گواه

دورم از حسن عمل چون رو سپیدی از گناه

22

صورت امید می بینم چو آب موج زن

بسکه میگردد زشرمم رعشه در نور نگاه

33

گر بصورت کاه را گویم که همرنگ منی

کهربا چون مردم چشم بتان گردد سیاه

44

میل فعل زشت را با طبع من آمیزش است

وین شبیه ربط کفر است و مکافات اله

55

ور بعصیان در نمی آمیزم از بی قوتی است

وین بعینه چون حریص شهوتست و ضعف باه

66

ای که داری نامه اعمال را از فعل زشت

چون مصیبت خانه عاشق زدود دل سیاه

77

چهره را از آب یاقوت ندامت بر فروز

چون گل روی دل آرایان ز تاثیر نگاه

88

در نگاه شاهد معنی عالم غوطه زن

تا بجولانگاه صورت بسته ای دام نگاه

99

مرحبا نیک آمدی ای یأس تا بیرون دهم

گریه گرمی که شوید تیرگی را از گناه

1010

هان سمند آهسته ران ای گمره ناهوشمند

منحرف میتازی و مستی و تاریکست راه

1111

حبذا ای نوبهار عجز کز تأثیر تو

معصیت را میدهد آمرزش از طرف کلاه

1212

میتوان کردن تلافی عمر ضایع کرده را

گر زنو برگ گیاه تازه گردد برگ کاه

1313

شاهد معنی عیان و ما بصورت ملتفت

ای درون جهل ما چون روی نادانی سیاه

1414

بسکه بی تأثیر ضایع گشت در دیر مجاز

گریه های تلخ شام و ناله های صبحگاه

1515

بعد از این در معبدی نالم که بی منت نهد

گوهر کام ابد در دامن تأثیر آه

1616

حالتی یابم که از تکفیر من کافر شوند

گر تراود از زبانم لیس فی دلقی سواه

1717

مقصدت دور است عرفی گرباین ره میروی

کام همت را روائی باید از امداد شاه

1818

قهرمان عرش مسند داور امی لقب

صورتش مرات معنی معنیش صنع اله

1919

گر محیط رای او بر چرخ گردد موج زن

دامن موجش بروید چشمه خورشید و ماه

2020

در شب معراج کان یکتای بی شبه و نظیر

جامه صورت زروش افکنده در آرامگاه

2121

زان کسی محرم نبود اندر حریم ایزدی

تابود و هم غلط بین در امان از اشتباه

2222

ای زروی نسبت ذاتت ولایت را شرف

وی بزیر سایه جاهت نبوت راپناه

2323

سایه یزدانی و انوار سیمایت دلیل

داور کونینی و انواع احسانت سپاه

2424

دست حفظت بهر چابک خیزی و بربستگی

بر میان شعله بر بندد تطاق از برگ کاه

2525

شاخ شاخ و برگ برگش تازه بر هم ریختند

تاز باغ همتت خواندیم طوبی را گیاه

2626

شاهد عدلت بدست خلق در ایوان دهر

سنبل ریحان فشاند فتنه را در خوابگاه

2727

بسکه دست رحمتت آرایش هر چهره کرد

عشق میورزد بحسن یأس و امید اشتباه

2828

توشه گیر انتفاع از ریزش جود ، توجود

خوشه چین ارتفاع از مزرع جاه تو جاه

2929

از خیال هیبتت اندیشه میرد در ضمیر

وزنشان آستانت سجده رقصد در جباه

3030

با ازل گوید ابد کین نا امید از ساحل است

کر کند در بحر علمت گوهر اول شناه

3131

ای که از احوالم آگاهی مهل اینسان مرا

همچو سعیم در حصول طاعت و عفت تباه

3232

می تراود آب شور از تیره بختم گر کسی

تا ابد در ساحت تحت الثری میکند چاه

3333

سینه مد الف بشکافد و بیرون جهد

چون در اثنای پریشانی نویسم تیر آه

3434

یوسف نفس مرا زآسیب اخوان دوردار

کین حسودان مروت سوز با این بیگناه

3535

با فریب غول همزادند در راه سلوک

بافساد گرگ انبازند در نزدیک چاه

3636

تا اسیران محبت را بجولانگاه دوست

احتمال سجده کردن مضمر است اندر جباه

3737

احتمال رو سپیدی دور باد از آنکه او

جز به درگاه تو ساید چهره در عذر گناه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کردم ز شراب ناب توبه

وز گفته ناصواب توبه

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 49 - در مذمت می

اگلی نظم

گر مرد همتی ز مروت نشان مخواه

صد جا شهید شو ، دیت از دشمنان مخواه

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 51 - عزت نفس

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور