صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »مخزن الاسرار
  4. »بخش 21 - داستان پادشاه نومید و آمرزش یافتن او

بخش 21 - داستان پادشاه نومید و آمرزش یافتن او

شاعر: نظامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

دادگری دید برای صواب

صورت بیدادگری را به خواب

22

گفت «خدا با تو ظالم چه کرد؟

در شبت از روز مظالم چه کرد؟»

33

گفت «چو بر من به سر آمد حیات

در نِگَریدم به همه کاینات

44

تا به من امید هدایت که‌راست

یا به خدا چشم عنایت که‌راست

55

در دلِ کس شَفْقَتی از من نبود

هیچکسی را به کرم ظن نبود

66

لرزه درافتاد به من بر چو بید

روی خجل گشته و دل ناامید

77

طرح به غرقاب درانداختم

تکیه به آمرزش حق ساختم

88

که‌ای منِ مسکین به تو در شرمسار

از خجلان درگذر و درگذار!

99

گرچه ز فرمان تو بگذشته‌ام

رد مکنم کز همه رد گشته‌ام

1010

یا ادبِ من به شراری بکن

یا به خلافِ همه کاری بکن

1111

چون خجلم دید ز یاری‌رسان

یاری من کرد کس بی‌کسان

1212

فیض کرم را سخنم درگرفت

بار من افکند و مرا برگرفت

1313

هر نفسی کآن به ندامت بود

شحنهٔ غوغای قیامت بوَد

1414

جمله نفس‌های تو ای باد‌سنج

کیل زیانست و ترازوی رنج

1515

کیل زیان سال و مهت بوده گیر

این مه و این سال بپیموده گیر

1616

مانده ترازوی تو بی سنگ و در

کیل تهی گشته و پیمانه پر

1717

سنگ زمی سنگ ترازو مکن

مُهره گِل مُهره بازو مکن

1818

یک درم است آنچه بدو بنده‌ای

یک نفس است آنچه بدو زنده‌ای

1919

هر چه در این پرده ستانی بده

خود مَسِتان تا بتوانی بده

2020

تا بود آنروز که باشد بهی

گردنت آزاد و دهانت تهی

2121

وام یتیمان نَبُوَد دامنت

بارکش پیره‌زنان گردنت

2222

باز هِل این فرشِ کهن‌پوده را

طرح کن این دامن آلوده را

2323

یا چو غریبان پیِ ره‌توشه گیر

یا چو نظامی ز جهان گوشه گیر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اوّل کاین عشق‌پرستی نبود

در عدم آوازه هستی نبود

نظامی»خمسه»مخزن الاسرار»بخش 20 - مقالت اول در آفرینش آدم

اگلی نظم

ای مَلِکِ جانوران رای تو

وی گهر تاجوران پای تو

نظامی»خمسه»مخزن الاسرار»بخش 22 - مقالت دوم در عدل و نگهداری انصاف

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور