صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »خسرو و شیرین
  4. »بخش 33 - باز آوردن شاپور شیرین را پیش مهین‌بانو

بخش 33 - باز آوردن شاپور شیرین را پیش مهین‌بانو

شاعر: نظامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

چو شیرین را ز قصر آورد شاپور

ملک را یافت از میعادگه دور

22

فرود آوردش از گل‌گون رهوار

به گل‌زار مهین‌بانو دگر بار

33

چمن را سرو داد و روضه را حور

فلک را آفتاب و دیده را نور

44

پرستاران و نزدیکان و خویشان

که بودند از پی شیرین پریشان

55

چو دیدندش زمین را بوسه دادند

زمین گشتند و در پایش فتادند

66

بسی شکر و بسی شکرانه کردند

جهانی وقف آتش‌خانه کردند

77

مهین‌بانو نشاید گفت چون بود

که از شادی ز شادروان برون بود

88

چو پیری کو جوانی باز یابد

بمیرد زندگانی باز یابد

99

سرش در بر گرفت از مهربانی

جهان از سر گرفتش زندگانی

1010

نه چندان دل‌خوشی و مهر دادش

که در صد بیت بتوان کرد یادش

1111

ز گنج خسروی و ملک شاهی

فدا کردش که می‌کن هر چه خواهی

1212

شکنج شرم در مویش نیاورد

حدیث رفته بر رویش نیاورد

1313

چو می‌دانست کآن نیرنگ‌سازی

دلیلی روشن است از عشق‌بازی

1414

دگر کز شه نشان‌ها بود دیده

و زآن سیمین‌بران لَختی شنیده

1515

سر خم بر می جوشیده می‌داشت

به گل خورشید را پوشیده می‌داشت

1616

دلش می‌داد تا فرمان پذیرد

قوی‌دل گردد و درمان پذیرد

1717

نوازش‌های بی‌اندازه کردش

همان عهد نخستین تازه کردش

1818

همان هفتاد لعبت را بدو داد

که تا بازی کند با لعبتان شاد

1919

دگر ره چرخ لعبت‌باز دستی

به بازی برد با لعبت‌پرستی

2020

چو شیرین باز دید آن دختران را

ز مه پیرایه داد آن اختران را

2121

همان لهو و نشاط اندیشه کردند

همان بازار پیشین پیشه کردند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو شد معلوم کز حکم الهی

به هرمزبر تبه شد پادشاهی

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 32 - بر تخت نشستن خسرو به جای پدر

اگلی نظم

کلید فتح را دندان پدید است

که رای آهنین زرین‌کلید است

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 34 - گریختن خسرو از بهرام چوبین

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور