صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »مخزن الاسرار
  4. »بخش 12 - در مقام و مرتبت این نامه

بخش 12 - در مقام و مرتبت این نامه

شاعر: نظامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

من‌که سراینده این نوگلم

باغ ترا نغمه‌سرا بلبلم

22

در ره عشقت نفسی می‌زنم

بر سر کویت جرسی می‌زنم

33

عاریت کس نپذیرفته‌ام

آنچه دلم گفت بگو گفته‌ام

44

شعبدهٔ تازه برانگیختم

هیکلی از قالب نو ریختم

55

صبح‌دمی چند ادب آموختم

پرده ز سحر سحری دوختم

66

مایه درویشی و شاهی در او

مخزن اسرار الهی در او

77

بر شکر او ننشسته مگس

نی مگس او شکر آلود کس

88

نوح درین بحر سپر بِفکَنَد

خضر درین چشمه سبو بشکند

99

بر همه شاهان ز پی این جمال

قرعه زدم نام تو آمد به فال

1010

نامه دو آمد ز دو ناموس‌گاه

هر دو مسجل به دو بهرام‌شاه

1111

آن زری از کان کهن ریخته

وین دری از بحر نو انگیخته

1212

آن به‌در آورده ز غزنی علَم

وین زده بر سکهٔ رومی رقم

1313

گرچه در آن سکه سخن چون زرست

سکه زر من از آن بهترست

1414

گر کم از آن شد بُنِه و بار من

بهتر از آنست خریدار من

1515

شیوه غریب است مشو نامجیب

گر بنوازیش نباشد غریب

1616

کاین سخن رسته‌تر از نقش باغ

عاریت‌افروز نشد چون چراغ

1717

اوست در این ده زده آبادتر

تازه‌تر از چرخ و کهن زادتر

1818

رنگ ندارد ز نشانی که هست

راست نیاید به زبانی که هست

1919

خوان ترا این دو نواله سخن

دست نکرده‌ست بر او دست‌کن

2020

گر نمکش هست‌، بخور نوش باد

ورنه ز یاد تو فراموش باد

2121

با فلک آن‌شب که نشینی به خوان

پیش من افکن قدری استخوان

2222

کاخر لاف سَگیَّت می‌زنم

دبدبهٔ بندِگیَّت می‌زنم

2323

از ملکانی که وفا دیده‌ام

بستن خود بر تو پسندیده‌ام

2424

خدمتم آخر به وفایی کشد

هم سر این رشته به جایی کشد

2525

گرچه بدین درگه پایندگان

روی نهادند ستایندگان

2626

پیش نظامی به حساب ایستند

او دگرست این دگران کیستند

2727

من که درین منزل‌شان مانده‌ام

مرحله‌ای پیش‌تَرَک رانده‌ام

2828

تیغ ز الماس زبان ساختم

هر که پس آمد سرش انداختم

2929

تیغ نظامی که سر‌انداز شد

کند نشد گرچه کهن‌ساز شد

3030

گرچه خود این پایهٔ بی‌همسری‌ست

پای مرا هم سر بالاتری‌ست

3131

اوج بلند‌ست، در او می‌پرم

باشد کز همت خود برخورم

3232

تا مگر از روشنی رای تو

سر نهم آنجا که بود پای تو

3333

گَرد تو گیرم که به گردون رَسَم

تا نرسانی تو مرا‌، چون رَسَم‌؟

3434

بود بسیجم که در این یک‌دو ماه

تازه کنم عهد زمین‌بوس شاه

3535

گرچه درین حلقه که پیوسته‌اند

راه برون آمدنم بسته‌اند

3636

پیش تو از بهر فزون آمدن

خواستم از پوست برون آمدن

3737

باز چو دیدم همه ره شیر بود

پیش و پسم دشنه و شمشیر بود

3838

لیک درین خطهٔ شمشیر بند

بر تو کنم خطبه به بانگ بلند

3939

آب سخن بر درت افشانده‌ام

ریگ منم این که به‌جا مانده‌ام

4040

ذره صفت پیش تو ای آفتاب

باد دعای سحرم مستجاب

4141

گشته دلم بحر گهر ریز تو

گوهر جانم کمر آویز تو

4242

تا شب و روزست شبت روز باد

گوهر شاهیت شب‌افروز باد

4343

این سریت باد به نیک‌اختری

بهتر باد آن سریت زین سری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای شرف گوهر آدم به تو

روشنی دیده عالم به تو

نظامی»خمسه»مخزن الاسرار»بخش 11 - خطاب زمین بوس

اگلی نظم

جنبش اول که قلم برگرفت

حرف نخستین ز سخن درگرفت

نظامی»خمسه»مخزن الاسرار»بخش 13 - گفتار در فضیلت سخن

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور