صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »خسرو و شیرین
  4. »بخش 26 - رسیدن شیرین به مشگوی خسرو در مداین

بخش 26 - رسیدن شیرین به مشگوی خسرو در مداین

شاعر: نظامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

فلک چون کار سازی‌ها نماید

نخست از پرده بازی‌ها نماید

2

به دهقانی چو گنجی داد خواهد

نخست از رنج‌بُردش یاد خواهد

3

اگر خار و خسک در ره نمانَد

گل و شمشاد را قیمت که داند‌؟

4

بباید داغ دوری روزکی چند

پس از دوری خوش آید مهر و پیوند

5

چو شیرین از بَرِ خسرو جدا شد

ز نزدیکی به دوری مبتلا شد

6

به پرسش پرسش از درگاه پرویز

به مشگوی مداین راند شبدیز

7

به آیین عروسی شوی جسته

وز آیین عروسی روی شسته

8

فرود آمد رقیبان را نشان داد

درون شد‌، باغ را سرو روان داد

9

چو دیدند آن شگرفان روی شیرین

گَزیدند از حسد لب‌های زیرین

10

به رسم خسروی بنواختندش

ز خسرو هیچ وا نشناختندش

11

همی‌گفتند خسرو با نکویی

به آتش خواستن رفته‌ست گویی

12

بیاورْد آتشی‌، چون صبح دل‌کش

وز آن آتش به دل‌ها در‌زد آتش

13

پس آن‌گه حال او دیدن گرفتند

نشانش باز پرسیدن گرفتند

14

که چونی وز کجایی وز چه نامی‌؟

چه اصلی و چه مرغی‌؟ وز چه دامی‌؟

15

پری‌رخ زآن بتان پرهیز می‌کرد

دروغی چند را سر تیز می‌کرد

16

که شرح حال من لَختی دراز است

به حاضر گشتن خسرو نیاز است

17

چو خسرو در شبستان آید از راه

شما را خود کند زین قصه آگاه

18

ولیک این اسب را دارید بی‌رنج

که هست این اسب را قیمت بسی گنج

19

چو بر گفت این سخن مهمانِ طناز

نشاندند آن کنیزانش به صد ناز

20

فشاندند آب گُل بر چهره ماه

ببستند اسب را بر آخور شاه

21

دگرگون زیوری کردند سازش

ز در بستند بر دیبا طراز‌ش

22

گل وصلش به باغ وعده بشگفت

فرو آسود و ایمن گشت و خوش خُفت

23

رقیبانی که مشکو داشتندی

شکرلَب را کنیز انگاشتندی

24

شکرلَب با کنیزان نیز می‌ساخت

کنیزانه بدیشان نَرد می‌باخت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سخن‌گوینده، پیرِ پارسی‌خوان

چنین گفت از ملوک پارسی‌دان

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 25 - دیدن خسرو شیرین را در چشمه‌سار

اگلی نظم

چو شیرین در مداین مهد بگشاد

ز شیرین‌لب طبق‌ها شهد بگشاد

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 27 - ترتیب کردن کوشک برای شیرین

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور