صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »مخزن الاسرار
  4. »بخش 4 - در نعت رسول اکرم

بخش 4 - در نعت رسول اکرم

شاعر: نظامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

تختهٔ اول که الف نقش بست

بر در محجوبه احمد نشست

22

حلقهٔ حی را کالف اقلیم داد

طوق ز دال و کمر از میم داد

33

لاجرم او یافت از آن میم و دال

دایرهٔ دولت و خط کمال

44

بود درین گنبد فیروزه خشت

تازه ترنجی ز سرای بهشت

55

رسم ترنج است که در روزگار

پیش دهد میوه‌، پس آرد بهار

66

«کُنتُ نبیّا» چو علَم پیش برد

ختم نبوت به محمد سپرد

77

مه که نگین‌دان‌ِ زبرجد شده‌ست

خاتم او مهر محمد شده‌ست

88

گوش جهان حلقه‌کش میم اوست

خود دو جهان حلقهٔ تسلیم اوست

99

خواجه مساح و مسیحش غلام

آنت بشیر اینت مبشر به نام

1010

امی‌ِ گویا به زبان فصیح

از الف آدم و میم مسیح

1111

همچو الف راست به عهد و وفا

اول و آخر شده بر انبیا

1212

نقطهٔ روشن‌تر پرگارِ «‌کن‌»

نکتهٔ پرگارترین سخن

1313

از سخن او‌، ادب آوازه‌ای

وز کمر او‌، فلک اندازه‌ای

1414

کبر جهان گرچه بسر بر نکرد

سر به جهان هم به جهان در نکرد

1515

عصمتیان در حرمش پردگی

عصمت از او یافته پروردگی

1616

تربتش از دیده جنایت ستان

غربتش از مکه جبایت ستان

1717

خامشی او سخن دلفروز

دوستی او هنر عیب‌سوز

1818

فتنه فرو کشتن ازو دلپذیر

فتنه شدن نیز برو ناگزیر

1919

بر همه سر خیل و سر خیر بود

قطب گران‌سنگ سبک‌سیر بود

2020

شمع الهی ز دل افروخته

درس ازل تا ابد آموخته

2121

چشمهٔ خورشید که محتاج اوست

نیم هلال از شب معراج اوست

2222

تخت‌نشین شب معراج بود

تخت نشان کمر و تاج بود

2323

داده فراخی نفس تنگ را

نعل زده خنگ شب‌آهنگ را

2424

از پی باز آمدنش پای بست

موکبیان‌ِ سخن ابلق به‌دست

2525

چون تک ابلق به تمامی رسید

غاشیه‌دار‌ی به نظامی رسید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای به ازل بوده و نابوده ما

وی به ابد زنده و فرسوده ما

نظامی»خمسه»مخزن الاسرار»بخش 3 - (مناجات دوم) در بخشایش و عفو یزدان

اگلی نظم

نیم شبی کان ملک نیمروز

کرد روان مشعل گیتی فروز

نظامی»خمسه»مخزن الاسرار»بخش 5 - در معراج

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور