صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »خسرو و شیرین
  4. »بخش 3 - در استدلال نظر و توفیق شناخت

بخش 3 - در استدلال نظر و توفیق شناخت

شاعر: نظامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

صداکار: فرهاد بشیریان
Toggle stanza 1
11
خبر داری که سیاحان افلاک
چرا گردند گِرد مرکزِ خاک
22
در این محراب‌گه معبودشان کیست
وزین آمد شدن مقصودشان چیست
33
چه می‌خواهند ازین محمل کشیدن
چه می‌جویند ازین منزل بریدن
44
چرا این ثابت است آن منقلب نام
که گفت این را بجنب آن را بیارام
55
قبا بسته چو گل در تازه‌رویی
پرستش را کمر بستند گویی
66
مرا حیرت بر آن آورد صد بار
که بندم در چنین بت‌خانه زنار
77
ولی چون کرد حیرت تیزگامی
عنایت بانگ بر زد کای نظامی
88
مشو فتنه برین بت‌ها که هستند
که این بت‌ها نه خود را می‌پرستند
99
همه هستند سرگردان چو پرگار
پدیدآرندهٔ خود را طلب‌کار
1010
تو نیز آخر هم از دست بلندی
چرا بت‌خانه‌ای را در نبندی
1111
چو ابراهیم با بت عشق می‌باز
ولی بت‌خانه را از بت بپرداز
1212
نظر بر بت نهی صورت پرستی
قدم بر بت نهی رفتی و رستی
1313
نموداری که از مه تا به ماهی‌ست
طلسمی بر سر گنج الهی است
1414
طلسم بسته را با رنج‌ یابی
چو بگشایی به زیرش گنج یابی
1515
طبایع را یکایک میل در کش
بدین خوبی خرد را نیل در کش
1616
مبین در نقش گردون کآن خیال است
گشودن بندِ این مشکل محال است
1717
مرا بر سرّ گردون ره‌بری نیست
جز آن، کاین نقش دانم سرسری نیست
1818
اگر دانستنی بودی خود این راز
یکی زین نقش‌ها دردادی آواز
1919
ازین گردنده‌گنبدهای پرنور
به جز گردش چه شاید دیدن از دور؟
2020
درست آن شد که این گردش به کاری‌ست
درین گردندگی هم اختیاری‌ست
2121
بلی در طبع هر داننده‌ای هست
که با گردنده گرداننده‌ای هست
2222
از آن چرخه که گردانَد زنِ پیر
قیاس چرخ گردنده همان گیر
2323
اگر چه از خلل یابی درستش
نگردد تا نگردانی نخستش
2424
چو گردانَد ورا دست خردمند
بدان گردش بمانَد ساعتی چند
2525
همیدون دورِ گردون زین قیاس است
شناسد هر که او گردون‌شناس است
2626
اگر نارد نمودار خدایی
در اصطرلابِ فکرت، روشنایی
2727
نه ز ابرو جستن آید نامهٔ نو
نه از آثار ناخن جامهٔ نو
2828
بدو جویی‌، بیابی از شَبَه نور
نیابی چون نه زو جویی ز مه نور
2929
ز هر نقشی که بنمود او جمالی
گرفتند اختران زان نقش فالی
3030
یکی ده دانه جو محراب کرده
یکی سنگی دو اصطرلاب کرده
3131
ز گردش‌های این چرخ سبک‌رو
همان آید کزان سنگ و از آن جو
3232
مگو ز ارکان پدید آیند مردم
چنان که‌ارکان پدید آیند از انجم
3333
که قدرت را حوالت کرده باشی
حوالت را به آلت کرده باشی
3434
اگر تکوین به آلت شد حوالت
چه آلت بود در تکوین آلت
3535
اگر چه آب و خاک و باد و آتش
کنند آمدشدی با یکدگر خوش
3636
همی تا زو خط فرمان نیاید
به شخصِ هیچ پیکر جان نیاید
3737
نه هر ایزدپرست ایزد پرستد
چو خود را قبله سازد، خود پرستد
3838
ز خود برگشتن است ایزدپرستی
ندارد روز با شب هم‌نشستی
3939
خدا از عابدان آن را گزیند
که در راه خدا خود را نبیند
4040
نظامی جام وصل آنگه کنی نوش
که بر یادش کنی خود را فراموش
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به نام آنکه هستی نام ازو یافت

فلک جنبش، زمین آرام ازو یافت

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 2 - در توحید باری

اگلی نظم

خدایا چون گِلِ ما را سرشتی

وثیقت‌نامه‌ای بر ما نوشتی

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 4 - آمرزش خواستن

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00