نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 3 - در استدلال نظر و توفیق شناختبخش 3 - در استدلال نظر و توفیق شناختشاعر: نظامیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)صنف: مثنویصداکار: فرهاد بشیریانآڈیوفرهاد بشیریانخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفرهاد بشیریانخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںخبر داری که سیاحان افلاکچرا گردند گِرد مرکزِ خاک22نقل کریںدر این محرابگه معبودشان کیستوزین آمد شدن مقصودشان چیست33نقل کریںچه میخواهند ازین محمل کشیدنچه میجویند ازین منزل بریدن44نقل کریںچرا این ثابت است آن منقلب نامکه گفت این را بجنب آن را بیارام55نقل کریںقبا بسته چو گل در تازهروییپرستش را کمر بستند گویی66نقل کریںمرا حیرت بر آن آورد صد بارکه بندم در چنین بتخانه زنار77نقل کریںولی چون کرد حیرت تیزگامیعنایت بانگ بر زد کای نظامی88نقل کریںمشو فتنه برین بتها که هستندکه این بتها نه خود را میپرستند99نقل کریںهمه هستند سرگردان چو پرگارپدیدآرندهٔ خود را طلبکار1010نقل کریںتو نیز آخر هم از دست بلندیچرا بتخانهای را در نبندی1111نقل کریںچو ابراهیم با بت عشق میبازولی بتخانه را از بت بپرداز1212نقل کریںنظر بر بت نهی صورت پرستیقدم بر بت نهی رفتی و رستی1313نقل کریںنموداری که از مه تا به ماهیستطلسمی بر سر گنج الهی است1414نقل کریںطلسم بسته را با رنج یابیچو بگشایی به زیرش گنج یابی1515نقل کریںطبایع را یکایک میل در کشبدین خوبی خرد را نیل در کش1616نقل کریںمبین در نقش گردون کآن خیال استگشودن بندِ این مشکل محال است1717نقل کریںمرا بر سرّ گردون رهبری نیستجز آن، کاین نقش دانم سرسری نیست1818نقل کریںاگر دانستنی بودی خود این رازیکی زین نقشها دردادی آواز1919نقل کریںازین گردندهگنبدهای پرنوربه جز گردش چه شاید دیدن از دور؟2020نقل کریںدرست آن شد که این گردش به کاریستدرین گردندگی هم اختیاریست2121نقل کریںبلی در طبع هر دانندهای هستکه با گردنده گردانندهای هست2222نقل کریںاز آن چرخه که گردانَد زنِ پیرقیاس چرخ گردنده همان گیر2323نقل کریںاگر چه از خلل یابی درستشنگردد تا نگردانی نخستش2424نقل کریںچو گردانَد ورا دست خردمندبدان گردش بمانَد ساعتی چند2525نقل کریںهمیدون دورِ گردون زین قیاس استشناسد هر که او گردونشناس است2626نقل کریںاگر نارد نمودار خداییدر اصطرلابِ فکرت، روشنایی2727نقل کریںنه ز ابرو جستن آید نامهٔ نونه از آثار ناخن جامهٔ نو2828نقل کریںبدو جویی، بیابی از شَبَه نورنیابی چون نه زو جویی ز مه نور2929نقل کریںز هر نقشی که بنمود او جمالیگرفتند اختران زان نقش فالی3030نقل کریںیکی ده دانه جو محراب کردهیکی سنگی دو اصطرلاب کرده3131نقل کریںز گردشهای این چرخ سبکروهمان آید کزان سنگ و از آن جو3232نقل کریںمگو ز ارکان پدید آیند مردمچنان کهارکان پدید آیند از انجم3333نقل کریںکه قدرت را حوالت کرده باشیحوالت را به آلت کرده باشی3434نقل کریںاگر تکوین به آلت شد حوالتچه آلت بود در تکوین آلت3535نقل کریںاگر چه آب و خاک و باد و آتشکنند آمدشدی با یکدگر خوش3636نقل کریںهمی تا زو خط فرمان نیایدبه شخصِ هیچ پیکر جان نیاید3737نقل کریںنه هر ایزدپرست ایزد پرستدچو خود را قبله سازد، خود پرستد3838نقل کریںز خود برگشتن است ایزدپرستیندارد روز با شب همنشستی3939نقل کریںخدا از عابدان آن را گزیندکه در راه خدا خود را نبیند4040نقل کریںنظامی جام وصل آنگه کنی نوشکه بر یادش کنی خود را فراموش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه نام آنکه هستی نام ازو یافتفلک جنبش، زمین آرام ازو یافتنظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 2 - در توحید باریاگلی نظمخدایا چون گِلِ ما را سرشتیوثیقتنامهای بر ما نوشتینظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 4 - آمرزش خواستن◆آڈیوصداکار منتخب کریںفرهاد بشیریانآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه نام آنکه هستی نام ازو یافتفلک جنبش، زمین آرام ازو یافتنظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 2 - در توحید باری
اگلی نظمخدایا چون گِلِ ما را سرشتیوثیقتنامهای بر ما نوشتینظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 4 - آمرزش خواستن