صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »خسرو و شیرین
  4. »بخش 50 - (سی لحن باربد)

بخش 50 - (سی لحن باربد)

شاعر: نظامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: چند بندی

صداکار: فاطمه زندی
بند 1
Toggle stanza 1
11
در آمد باربد چون بلبل مست
گرفته بربطی چون آب در دست
22
ز صد دستان که او را بود در ساز
گزیده کرد سی لحن خوش آواز
33
ز بی‌لحنی بدان سی لحنِ چون نوش
گَهی دل دادی و گَه بستدی هوش
44
به بربط چون سر زخمه درآورد
ز رود خشک بانگ تر درآورد
بند 2
اول گنج بادآورد
Toggle stanza 2
55
چو باد از گنجِ بادآورد راندی
ز هر بادی لبش گنجی فشاندی
بند 3
دوم گنج گاو
Toggle stanza 3
66
چو گنج گاو را کردی نواسنج
برافشاندی زمین هم گاو و هم گنج
بند 4
سوم گنج سوخته
Toggle stanza 4
77
ز گنج سوخته چون ساختی راه
ز گرمی سوختی صد گنج را آه
بند 5
چهارم شادُروانِ مروارید
Toggle stanza 5
88
چو شادُروانِ مروارید گفتی
لبش گفتی که مروارید سفتی
بند 6
پنجم تخت طاق‌دیسی
Toggle stanza 6
99
چو تخت طاق‌دیسی ساز کردی
بهشت از طاق‌ها در باز کردی
بند 7
ششم و هفتم ناقوسی و اورنگی
Toggle stanza 7
1010
چو ناقوسی و اورنگی زدی ساز
شدی اورنگ چون ناقوس از آواز
بند 8
هشتم حقه کاوس
Toggle stanza 8
1111
چو قند از حقه کاوس دادی
شکر کالای او را بوس دادی
بند 9
نهم ماه بر کوهان
Toggle stanza 9
1212
چون لحن ماه بر کوهان گشادی
زبانش ماه بر کوهان نهادی
بند 10
دهم مُشک‌دانه
Toggle stanza 10
1313
چو برگفتی نوای مشک‌دانه
ختن گشتی ز بوی مُشک‌ خانه
بند 11
یازدهم آرایش خورشید
Toggle stanza 11
1414
چو زد زآرایش خورشید راهی
در آرایش بُدی خورشید ماهی
بند 12
دوازدهم نیم‌روز
Toggle stanza 12
1515
چو گفتی نیم‌روز مجلس‌افروز
خِرد بی‌خود بُدی تا نیمهٔ روز
بند 13
سیزدهم سبز در سبز
Toggle stanza 13
1616
چو بانگ سبز در سبزش شنیدی
ز باغ زرد سبزه بر دمیدی
بند 14
چهاردهم قفل رومی
Toggle stanza 14
1717
چو قفل رومی آوردی در آهنگ
گشادی قفل گنج از روم و از زنگ
بند 15
پانزدهم سروستان
Toggle stanza 15
1818
چو بر دستان سروستان گذشتی
صبا سالی به سروستان نگشتی
بند 16
شانزدهم سرو سهی
Toggle stanza 16
1919
و گر سرو سهی را ساز دادی
سهی سَروَش به خون خط باز دادی
بند 17
هفدهم نوشین‌باده
Toggle stanza 17
2020
چو نوشین‌باده را در پرده بستی
خمار بادهٔ نوشین شکستی
بند 18
هیجدهم رامش جان
Toggle stanza 18
2121
چو کردی رامش جان را روانه
ز رامش، جان فدا کردی زمانه
بند 19
نوزدهم ناز نوروز یا ساز نوروز
Toggle stanza 19
2222
چو در پرده کشیدی ناز نوروز
به نوروزی نشستی دولت آن روز
بند 20
بیستم مشگویه
Toggle stanza 20
2323
چو بر مُشگویه کردی مُشگ‌مالی
همه مُشگو شدی پُر مُشک‌ حالی
بند 21
بیست و یکم مهرگانی
Toggle stanza 21
2424
چو نو کردی نوای مهرگانی
ببردی هوش خلق از مهربانی
بند 22
بیست و دوم مروای نیک
Toggle stanza 22
2525
چو بر مروای نیک انداختی فال
همه نیک آمدی مروای آن سال
بند 23
بیست و سوم شبدیز
Toggle stanza 23
2626
چو در شب بر گرفتی راه شبدیز
شدندی جمله آفاق شب‌خیز
بند 24
بیست و چهارم شب فرخ
Toggle stanza 24
2727
چو بر دستان شب فرخ کشیدی
از آن فرخنده‌تر شب کَس ندیدی
بند 25
بیست و پنجم فرخ‌روز
Toggle stanza 25
2828
چو یارش رأی فرخ‌روز گشتی
زمانه فرخ و فیروز گشتی
بند 26
بیست و ششم غنچهٔ کبک‌دری
Toggle stanza 26
2929
چو کردی غنچهٔ کبکِ دَری تیز
ببردی غُنجهٔ کبکِ دل‌آویز
بند 27
بیست و هفتم نخجیرگان
Toggle stanza 27
3030
چو بر نخجیرگان تدبیر کردی
بسی چون زَهره را نخجیر کردی
بند 28
بیست و هشتم کین سیاوش
Toggle stanza 28
3131
چو زخمه راندی از کین سیاوش
پر از خون سیاوشان شدی گوش
بند 29
بیست و نهم کین ایرج
Toggle stanza 29
3232
چو کردی کین ایرج را سرآغاز
جهان را کین ایرج نو شدی باز
بند 30
سی‌ام باغ شیرین
Toggle stanza 30
3333
چو کردی باغ شیرین را شکربار
درخت تلخ را شیرین شدی بار
3434
نواهایی بدین‌سان رامش‌انگیز
همی زد باربد در پردهٔ تیز
3535
بگفت باربد کز بار بِهْ گفت
زبان خسروش صدبار زه گفت
3636
چنان بد رسم آن بَدر مُنَوَر
که بر هر زه بدادی بَدرهٔ زر
3737
به هر پرده که او بنواخت آن روز
ملک گنجی دگر پرداخت آن روز
3838
به هر پرده که او برزد نوایی
ملک دادش پر از گوهر قبایی
3939
زِهی لفظی که گر بر تنگ‌دستی
زِهی گفتی زِهی زرین به دستی
4040
درین دوران گرت زین بِهْ پسندند
زِهی پشمین به گردن وانبندند
4141
ز عالی همتی گردن برافراز
طناب هرزه از گردن بینداز
4242
به خرسندی طمع را دیده بَردوز
ز چون من قطره دریایی درآموز
4343
که چندین گنج بخشیدم به شاهی
وز آن خرمن نجستم برگ کاهی
4444
به بی‌برگی سخن را راست کردم
نه او داد و نه من درخواست کردم
4545
مرا این بس که پر کردم جهان را
ولی‌نعمت شدم دریا و کان را
4646
نظامی گر زِه زرین بسی هست
زِه تو زهد شد مگذارش از دست
4747
بدین زِه گر گریبان را طرازی
کنی بر گردنان گردن فرازی
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چهارم روز مجلس تازه کردند

غناها را بلند‌آوازه کردند

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 49 - بزم‌آرایی خسرو

اگلی نظم

چو بَدر از جِیب گردون سر برآورد

زمین عطف هلالی بر سر آورد

نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 51 - شفاعت کردن خسرو پیش مریم از شیرین

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00