نظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 14 - آغاز داستان خسرو و شیرینبخش 14 - آغاز داستان خسرو و شیرینشاعر: نظامیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)صنف: مثنویصداکار: سیامک هدایتآڈیوسیامک هدایتخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوسیامک هدایتخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچنین گفت آن سخنگوی کهنزادکه بودش داستانهای کهن، یاد2نقل کریںکه چون شد ماهِ کسری در سیاهیبه هرمز داد تخت پادشاهی3نقل کریںجهانافروز، هرمز داد میکردبه داد خود جهان آباد میکرد4نقل کریںهمان رسم پدر بر جای میداشتدَهش بر دست و دین بر پای میداشت5نقل کریںنسب را در جهان پیوند میخواستبه قربان از خدا فرزند میخواست6نقل کریںبه چندین نذر و قربانش خداوندنرینه داد فرزندی، چه فرزند!7نقل کریںگرامی دُری از دریای شاهیچراغی روشن از نور الهی8نقل کریںمبارکطالعی فرخسریریبه طالع، تاجداری تختگیری9نقل کریںپدر در خسروی دیده تمامشنهاده خسروِ پرویز نامش10نقل کریںاز آن شد نام آن شهزاده، پرویزکه بودی دائم از هر کس پَر آویز11نقل کریںگرفته در حریرش دایه چون مشکچو مروارید تَر در پنبهٔ خشک12نقل کریںرُخی از آفتاب اندوهکشترشکر خندیدنی از صبح خوشتر13نقل کریںچو میلِ شِکّرش در شیر دیدندبه شیر و شِکّرش میپروریدند14نقل کریںبه بزم شاهش آوردند پیوستبسان دستهٔ گل، دست بر دست15نقل کریںچو کار از مهد با میدان فتادشجهان از دوستی در جان نهادش16نقل کریںبه هر سالی که دولت میفزودشخرد تعلیم دیگر مینمودش17نقل کریںچو سالش پنج شد در هر شگفتیتماشا کردی و عبرت گرفتی18نقل کریںچو سال آمد به شش چون سرو میرُسترسوم شش جهت را باز میجست19نقل کریںچنان مشهور شد در خوبروییکه مطلق یوسفِ مصر است گویی20نقل کریںپدر ترتیب کرد آموزگارشکه تا ضایع نگردد روزگارش21نقل کریںبر این گفتار بر بگذشت یک چندکه شد در هر هنر خسرو هنرمند22نقل کریںچنان قادر سخن شد در معانیکه بحری گشت در گوهرفشانی23نقل کریںفصیحی کاو سخن چون آب گفتیسخن با او به اصطرلاب گفتی24نقل کریںچو از باریکبینی موی میسفتبه باریکی سخن چون موی میگفت25نقل کریںپس از نه سالگی مکتب رها کردحساب جنگِ شیر و اژدها کرد26نقل کریںچو بر ده سالگی افکند بنیادسَرِ سیسالگان میداد بر باد27نقل کریںبه سرپنجه شدی با پنجهٔ شیرستونی را قلم کردی به شمشیر28نقل کریںبه تیر از موی بگشادی گره رابه نیزه حلقه بربودی زره را29نقل کریںدر آن آماج کاو کردی کمان بازز طبلِ زُهره کردی طبلک باز30نقل کریںکسی کاو دَه کمان حالی کشیدیکمانش را به حمالی کشیدی31نقل کریںز دَه دشمن کمندش خامتر بودز نُه قبضه خدنگش تامتر بود32نقل کریںبُدی گر خود بُدی دیو سپیدیبه پیش بیدبرگش برگِ بیدی33نقل کریںچو برق نیزه را بر سنگ راندیسنان در سینهٔ خارا نشاندی34نقل کریںچو عمر آمد به حد چارده سالبر آمد مرغ دانش را پر و بال35نقل کریںنظر در جستنیهای نهان کردحساب نیک و بدهای جهان کرد36نقل کریںبزرگامّید نامی بود دانابزرگامّید از عقل و توانا37نقل کریںزمین جوجو شده در زیر پایشفلک را جو به جو پیموده رایش38نقل کریںبه دست آورده اسرار نهانیکلید گنجهای آسمانی39نقل کریںطلب کردش به خلوت شاهزادهزبان چون تیغ هندی برگشاده40نقل کریںجواهر جست از آن دریای فرهنگبه چنگ آورد و زد بر دامنش چنگ41نقل کریںدل روشن به تعلیمش برافروختوزو بسیار حکمتها در آموخت42نقل کریںز پرگار زحل تا مرکز خاکفرو خواند آفرینشهای افلاک43نقل کریںبه اندک عمر شد دریا درونیبه هر فنی که گفتی ذو فنونی44نقل کریںدل از غفلت به آگاهی رسیدشقدم بر پایهٔ شاهی رسیدش45نقل کریںچو پیدا شد بر آن جاسوس، اسرارنهانیهای این گردنده پرگار46نقل کریںز خدمت خوشترش نآمد جهانینبودی فارغ از خدمت زمانی47نقل کریںجهاندار از جهانش دوستر داشتجهان چبوَد ز جانش دوستر داشت48نقل کریںز بهر جان درازیش از جهان شاهز هر دستی درازی کرد کوتاه49نقل کریںمنادی را ندا فرمود در شهرکه وای آن کس که او بر کس کند قهر50نقل کریںاگر اسبی چرد در کشتزاریو گر غصبی رود بر میوهداری51نقل کریںو گر کس روی نامحرم ببیندهمان در خانهٔ ترکی نشیند52نقل کریںسیاست را ز من گردد سزاواربر این سوگندهایی خورد بسیار53نقل کریںچو شه در عدل خود ننمود سستیپدید آمد جهان را تندرستی54نقل کریںخرابی داشت از کار جهان دستجهان از دستکار این جهان رست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر آن مدت که من در بسته بودمسخن با آسمان پیوسته بودمنظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 13 - عذر انگیزی در نظم کتاباگلی نظمقضا را از قضا یک روز شادانبه صحرا رفت خسرو، بامداداننظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 15 - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمزآڈیوصداکار منتخب کریںسیامک هدایتآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر آن مدت که من در بسته بودمسخن با آسمان پیوسته بودمنظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 13 - عذر انگیزی در نظم کتاب
اگلی نظمقضا را از قضا یک روز شادانبه صحرا رفت خسرو، بامداداننظامی»خمسه»خسرو و شیرین»بخش 15 - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز