صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظامی
  2. »خمسه
  3. »هفت پیکر
  4. »بخش 2 - در نعت پیغمبر اکرم

بخش 2 - در نعت پیغمبر اکرم

شاعر: نظامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

نقطه خط اولین پرگار

خاتم آخر آفرینش کار

2

نوبر باغ هفت چرخ کهن

درة‌التاج عقل و تاج سخن

3

کیست جز خواجه مؤید رای

احمد مرسل آن رسول خدای

4

شاه پیغمبر‌ان به تیغ و به تاج

تیغ او شرع و تاج او معراج

5

امی و امهات را مایه

فرش را نور و عرش را سایه

6

پنج نوبت‌زن‌ِ شریعت پاک

چار بالش‌نِهِ ولایت خاک

7

همه هستی طفیل و او مقصود

او محمد رسالت‌ش محمود

8

ز‌اولین گِل که آدمش بفْشُرد

صافی او بود و دیگران همه دُرد

9

و آخرین دور که‌آسمان رانَد

خطبهٔ خاتمت هم او خوانَد

10

امر و نهی‌ش به راستی موقوف

نهی او منکر امر او معروف

11

آنکه از فقر فخر داشت نه رنج

چه حدیثی‌ست فقر و چندان گنج‌؟

12

وانک ازو سایه گشت روی‌سپید

چه سخن سایه وانگهی خورشید‌؟

13

ملک را قایم الهی بود

قایم انداز پادشاهی بود

14

هرکه برخاست می‌فکندش پست

وانکه افتاد‌، می‌گرفتش دست

15

با نکو گوهران نکو می‌کرد

قهر بد گوهران هم او می‌کرد

16

تیغ از این‌سو به قهر خونریز‌ی

رفق از آن‌سو به مرهم‌آمیز‌ی

17

مرهمش دل‌نواز تنگ‌دلان

آهنش پای‌بند سنگ‌دلان

18

آنک با او بر اسب زین بستند

بر کمرها دوال کین بستند

19

اینک امروز بعد چندین سال

همه بر کوس او زنند دوال

20

گرچه ایزد گزید از دهر‌ش

وین جهان آفرید از بهرش

21

چشم او را که مهر ما‌زاغ است

روضه‌گاهی برون ازین باغ‌ است

22

حکم هفصد هزار ساله شمار

تابع حکم او به هفت هزار

23

حلقه‌داران چرخ کحلی پوش

در ره بندگی‌ش حلقه به گوش

24

چار یارش گزین به اصل و به فرع

چار دیوار گنج‌خانهٔ شرع

25

ز آفرین بود نور بینش او

که‌آفرین‌ها بر آفرینش او

26

با چنان جان که هر دمش مدد‌ی‌ست

از زمین تا به آسمان جسد‌ی‌ست

27

آن جسد را حیات ازین جان است

همه تختند و او سلیمان است

28

نفَسش بر هوا چو مشک افشاند

رطبِ تر ز نخل خشک افشاند

29

معجز‌ش خار خشک را رطب‌ است

رطبش خارِ دشمن این عجب است‌!

30

کرده ناخن بُرا‌ی انگشتش

سیب مه را دو نیم در مشتش

31

سیب را گر ز قطع بیم کند

ناخنه روشنان دو نیم کند

32

آفرین کردش آفریننده

کاین گزین بود و او گزیننده

33

باد بیش از مدار چرخ کبود

بر گزیننده و گزیده درود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای جهان دیده بودِ خویش از تو

هیچ بودی نبوده پیش از تو

نظامی»خمسه»هفت پیکر»بخش 1 - به نام ایزد بخشاینده

اگلی نظم

چون نگنجید در جهان تاجش

تخت بر عرش بست معراجش

نظامی»خمسه»هفت پیکر»بخش 3 - معراج پیغمبر اکرم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور