صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 276

غزل شمارهٔ 276

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انروزگار

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

افلاک فتنه زاده به دامان روزگار

برکرده سر بلا ز گریبان روزگار

2

سیب ذقن مگوی بگو گوی آفتاب

زلفش ربوده از خم چوگان روزگار

3

گاهی که عقل بر سر جمعیت آمده

عشقش به هم زده سر و سامان روزگار

4

دل چون شناوری که عزیزش ز کف ربود

خود را فگنده بر سر طوفان روزگار

5

از سرنوشت ساقی دوران ما قضا

بشکسته خامه در کف دیوان روزگار

6

ایزد چو کرده عامل چشمانش فتنه را

صدبار گفته جان تو و جان روزگار

7

نابود تا نگشته به سودای زلف او

خود را نکرده جمع پریشان روزگار

8

شور ملاحتش شده داروی زخم ها

درد محبتش شده درمان روزگار

9

افغان که جای بودن و جنبیدنم نماند

زخمم نشسته بر سر پیکان روزگار

10

از قهر جیب و سینه خود پاره می کنم

دستم نمی رسد به گریبان روزگار

11

صبح اجل رسید و پر و بال می زنم

در حسرت فروغ شبستان روزگار

12

راهی به سوی قبله حاجت نمی برم

سرگشته ام میان بیابان روزگار

13

جولان افتخار از آن سو مگر کنم

رخشم گذشته از سر میدان روزگار

14

گویی که کام کودک و پستان مادر است

زخم «نظیری » و سر پیکان روزگار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چشمش به راهی می رود مژگان نمناکش نگر

در سینه دارد آتشی پیراهن چاکش نگر

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 275

اگلی نظم

چشم زخم خلق را با حسن روزافزون چه کار

هر که را زلف و رخ اعجازست با افسون چه کار

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 277

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

داغ است برگ عیش گلستان روزگار

دود دل است سنبل و ریحان روزگار

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4718

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور