صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 76

غزل شمارهٔ 76

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: ودمارا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

رفت آنکه چشم راحت خوش می‌غنود ما را

عشق آمد و برآورد از سینه دود ما را

2

تاراج خوبرویی در ملک جان در آمد

آن دل که بود وقتی گویی نبود ما را

3

پاسنگ خویش بودم در گوشهٔ صبوری

بادی ز سویت آمد اندر ربود ما را

4

هر روز در شب غم خوش می‌کند سرایم

آن دیدنی که اول خوش می‌نمود ما را

5

از خاک هستی ما گرد عدم برآمد

ای کاشکی نبودی ننگ وجود ما را

6

ممکن نگشت توبه ما را ز روی خوبان

گیتی به محنت و غم چند آزمود ما را

7

امروز کو که بیند سرمست و بت‌پرستم

آن کو به نیکنامی دی می‌ستود ما را

8

تیغی ز درد باید محنت‌زدای عاشق

کز صیقل محبت نتوان زدود ما را

9

خسرو چو نیست زآنها کز تو برد به کشتن

این پندهای رسمی دادن چه سود ما را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دلم در عاشقی آواره شد آواره‌تر بادا

تنم از بیدلی بیچاره شد بیچاره‌تر بادا

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 75

اگلی نظم

رَخت صبوری تمام، سوخته شد سینه را

شعله فروزان هنوز آتش دیرینه را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 77

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

در عالمی‌ که با خود رنگی نبود ما را

بودیم هرچه بودیم او وانمود ما را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 47

بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را

بر ما و خود ستم کرد هر کس ستود ما را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 831

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور