صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 392

غزل شمارهٔ 392

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انخواهمیافت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

یک سخن گر من ازان جان و جهان خواهم یافت

ره سوی آرزوی خویش بدان خواهم یافت

2

گر به گرد قد زیباش نگردم، چه کنم؟

در کدامین چمن آن سرو روان خواهم یافت؟

3

جان عاشق، اگر از بهر رخ زیبا راست

من کدامین رخ زیبا به ازان خواهم یافت؟

4

دل برفت از من و یارب که گهی خواهد بود

که ازان گم شده خویش نشان خواهم یافت؟

5

بیدل و غمزده ام کیست که دل خواهد داد

عاشق و سوخته ام از که ضمان خواهم یافت؟

6

عشق ازین گونه که بیش است به دل تا جان هست

نه همانا که ازین فتنه امان خواهم یافت

7

از گله پا به گلم ده که من بدخو را

روزی از دیده اغیار نهان خواهم یافت

8

ای که گفتی به دعا آرزوی خویش بیاب

باری آنچ آرزویم هست همان خواهم یافت

9

ساقیا، جان عزیز است بهای رطلت

دفع غم را بخرم، گر چه گران خواهم یافت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خنده هرگز دهنی همچو دهان تو نیافت

سخن ار آب نشد طعم زبان تو نیافت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 391

اگلی نظم

یا رب، آن زلف تو هیچ اشکنه بی دل هست؟

دیر باز است که اندر دلم این مشکل هست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 393

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور