امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 47 - تخیلشمارهٔ 47 - تخیلشاعر: امیرخسرو دهلویوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجوهری شام به سودا گریکرده گهر پیش کش مشتری2نقل کریںچرخ یکی حلقهٔ انگشترینبر سر یک حلقه هزاران نگین3نقل کریںبا همه چون سایه شده هم نشستیک تن و هر جا که بجوئیش هست4نقل کریںگرم شود بر همه بی هیچ کینپس ز حیا در رود اندر زمین◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظملشکر اسلام که آنجا رسیدبود زمین تشنه که دریا رسیدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 46 - تشبیه و تمثیلاگلی نظمچون دل شب حاملهٔ مهر گشتبر شب حامل مه کامل گذشتامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 48 - صبحماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظملشکر اسلام که آنجا رسیدبود زمین تشنه که دریا رسیدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 46 - تشبیه و تمثیل
اگلی نظمچون دل شب حاملهٔ مهر گشتبر شب حامل مه کامل گذشتامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 48 - صبح