صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1560

غزل شمارهٔ 1560

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ادکن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چشم را در ملک خوبی شحنه بیداد کن

غمزهٔ خونخواره را بر جادُوان استاد کن

2

زلف بر دست صبا نه تا پریشانش کند

خان و مانی را به هر مویی از آن آباد کن

3

تیغ عیاری بکش، سرهای مشتاقان ببر

پس طریق عشقبازی را ز سر بنیاد کن

4

ای که از حسن و جوانی مست و خواب آلوده‌ای

گاه گاه از حال بیداران شب‌ها یاد کن

5

ناله را هر چند می‌خواهم که پنهان برکشم

سینه می‌گوید که من تنگ آمدم «فریاد کن»

6

دل به زلفت بستم، ار در بندگی درخورد نیست

ای سرت گردم، بگردان گرد سر، آزاد کن

7

حسرت رویت هلاکم کرد از بهر خدا

روی بنما و دل درمانده‌ای را شاد کن

8

من نیَم زین‌ها که خواهم از جنابت سر کشید

خواه فرمان ستم فرمای و خواهی داد کن

9

ملک خوبی را شنیدم سکه نو زد، ای صبا

اولش جان خدمتی ده، پس مبارکباد کن

10

سینهٔ من کوهِ دردست و به ناخن می‌کنم

آن که نامم بود خسرو، بعد از این فرهاد کن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جان من از بیدلان، آخر گهی یادی بکن

ور به انصافی نمی ارزیم، بیدادی مکن

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1559

اگلی نظم

عاشقان را گه گهی از رخ نوایی تازه کن

خستگان را گه گه از پاسخ جفایی تازه کن

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1561

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن

دوستانرا رنجه دار و دشمنان را شاد کن

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 323

چون سکندر خانهٔ عمر از اثر آباد کن

این بنای سست پی را آهنین بنیاد کن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6065

پیش بنشین ساغری بستان و طبع آزاد کن

وین پرستاران معنی را، به گفتی شاد کن

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 465

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور