صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1631

غزل شمارهٔ 1631

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ساستاین

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بنشین نفسی کز همه لطف تو بس است این

بستان که ز جانم نفس باز پس است این

2

در هستی من چند زنی شعله هجران

آخر دل و جان است، نه خاشاک و خس است این

3

گفتم که گزیدم لب چون قند تو در خواب

خندید و شکر ریخت که خواب مگس است این

4

ای باد، برو این نفس از ما برسانش

کای عیسی جانها، گرو یک نفس است این

5

خوش می کنم اندر هوس روی تو جانی

هست ار چه خوش آینده و ناخوش، هوس است این

6

گفتم که به فریاد رس از غمزه خویشت

تیری به من انداخت که فریادرس است این

7

من بنده آن چشم که از گوشه چشمم

شب دیدی و گفتی که بر این در چه کس است این؟

8

خسرو چه کند ناله عشاقِ میان تنگ

کاخر هم ازان قافله بانگ جرس است این

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای جهانی کشته، جان چند کس خواهی شدن؟

تهمت آلود زبان چند کس خواهی شدن؟

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1630

اگلی نظم

ای آشنا، درین چه بی بن نظاره کن

تا اندرو نگون نفتادی کناره کن

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1632

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیمار غمت را نفس بازپس است این

پاس نفسش دار که آخر نفس است این

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 763

هنگام و دم نزغ، خراب نقس است این

این حالت نزع است، دلم را هوس است این

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 531

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور