امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 27 - (کیقباد از دیدن برادر خود کیکاوس شادمان شد)شمارهٔ 27 - (کیقباد از دیدن برادر خود کیکاوس شادمان شد)شاعر: امیرخسرو دهلویوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشاه به رویش چو نظر کرد چستدید دران آئینه خود را درست2نقل کریںگرم فرو جست ز تخت بلندکرد به آگوش تن ارجمند3نقل کریںداشت به آغوش خودش تا به دیرسیر نشد، چون شود از عمرسیر؟!◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپادشه شرق، که آن مژده یافتروش ، چو خورشید زمشرق، بتافتامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 26 - (ناصرالدین محمود فرزند کهتر خود کیکاوس را با تحایف فرستاد)اگلی نظمروز چو آخر شد و گرما گذشتچشمه خور خواست ز دریا گذشتامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 28 - ملاقات پدر و پسر لحظهٔ قران السعدینماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپادشه شرق، که آن مژده یافتروش ، چو خورشید زمشرق، بتافتامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 26 - (ناصرالدین محمود فرزند کهتر خود کیکاوس را با تحایف فرستاد)
اگلی نظمروز چو آخر شد و گرما گذشتچشمه خور خواست ز دریا گذشتامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 28 - ملاقات پدر و پسر لحظهٔ قران السعدین