صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مجنون و لیلی
  4. »بخش 25 - حاضر شدن مجنون غایب، در غیبت لیلی، و به حضور خیال، از خیال به حضور باز آمدن، و سرود حسرت گفتن، و دست بر دست زدن

بخش 25 - حاضر شدن مجنون غایب، در غیبت لیلی، و به حضور خیال، از خیال به حضور باز آمدن، و سرود حسرت گفتن، و دست بر دست زدن

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

گوینده چنین فگند بنیاد

کان لحظه کزان غریب ناشاد

2

معشوق عزیز، روی بنهفت

آن کشته به خواب بی خودی خفت

3

از زندگیش نبود اساسی

تا از شب تیره رفت پاسی

4

چون باز آمد رمیده را هوش

افتاد، درونه، باز در جوش

5

آن سایهٔ آفتاب گشته

رو شسته به خون آب گشته

6

می‌کند، به صد شکنجه، جانی

می‌زد، به هزار غم فغانی

7

نی مرده نه زنده بود تا روز

چون نم زده مشعلی گهٔ سوز

8

چون، مرغ سحر، شد ارغنون ساز

از موذن کو، برآمد آواز

9

آن خانه فروش کیسه پرداز

آمد قدری به خویشتن باز

10

افتان خیزان ز جای برخاست

بگشاد دو دیده در چپ و راست

11

زان زخم که در جگر رسیدش

خون از ره دیده میدویدش

12

لختی چو ز بی‌دلی فغان کرد

آهنگ نشید عاشقان کرد

13

از ناوک سینه سنگ میسفت

وین زمزمهٔ فراق می‌گفت:

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بازم غم عشق در سر افتاد

بنیاد صبوریم بر افتاد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مجنون و لیلی»بخش 24 - گریستن لیلی در هوای آشنا، و موج درونه را بدین غزل آبدار بر روی آب آوردن

اگلی نظم

ما هیچ کسان کوی یاریم

ما سوختگان خام کاریم

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مجنون و لیلی»بخش 26 - آه کردن مجنون از درونهٔ پرسوز، و این غزل دود اندود، از دودکش دهان، بیرون دادن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور