صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 103

غزل شمارهٔ 103

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: ارها

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ای بی تو گلهای چمن شسته به خون رخسارها

خار است بی رخسار تو در دیده گلزارها

2

شد پوستم بر استخوان چون چنگ خشک و از فغان

رگها نگر اینک بر آن افتاده همچون تارها

3

تا آفتاب و روی مه دیدند آن زلف سیه

در کوی او رو همچو که مانده ست بر دیوارها

4

هر گه که چوگان بازد او، بازم به راهش سر چو گو

آری، مرا در عشق او باشد ازین سر کارها

5

تا چند چشم پر زنم در عشق خون بارم ز غم

آری، که از غم شسته ام من دست ازین خون بارها

6

پیکان که بودی در درون با تیر خود کردی برون

خرسندییی دارم کنون در را بدان زنگارها

7

از دیده اشک من روان، آن سرو دلجوی کسان

خسرو چو بلبل در فغان او همنشین با خارها

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

باشد آن روزی که بینم غمگسار خویش را

شادمان یابم دل امیدوار خویش را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 102

اگلی نظم

اشکم برون می افگند راز از درون پرده را

آری، شکایتها بود، از خانه بیرون کرده را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 104

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از خارخار عشق تو در سینه دارم خارها

هر دم شکفته بر رخم زان خارها گلزارها

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 16

بندم به سینه دمبدم از سیم مژگان تارها

وز دل بر این قانون ز غم بیرون دهم آزارها

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 9

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور