صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 870

غزل شمارهٔ 870

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: لنمیشود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دل رفت و آرزوی تو از دل نمی‌شود

دل پاره گشت و درد تو زائل نمی‌شود

2

مه می‌شود مقابل روی تو هر شبی

یک روز با رخ تو مقابل نمی‌شود

3

رویم زر است و بر در تو خاک می‌کنم

وصل تو کیمیاست که حاصل نمی‌شود

4

شد اشک من حمایل گردون ز دست تو

دستم به گردن تو حمایل نمی‌شود

5

بنشسته‌ام به غم که ز عشق تو خاستن

با آنکه جان همی‌شودم، دل نمی‌شود

6

دل منزل غم آمد و از رهزنان هجر

یک کاروان صبر به منزل نمی‌شود

7

خسرو در اوفتاد به غرقاب آرزو

چون کشتی مراد به ساحل نمی‌شود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر روز چشم من به جمالی فرو شود

این دل که پاره باد گرفتار او شود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 869

اگلی نظم

کاری ست در سرم که به سامان نمی شود

دردی ست در دلم که به درمان نمی شود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 871

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

موی دماغ جاه و حشم حل نمی‌شود

فغفور خاک‌گشت و سرش‌کل نمی‌شود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1573

هر رهروی دچار به منزل نمی‌شود

این راه قطع بی‌کشش دل نمی‌شود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4295

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور