صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 869

غزل شمارهٔ 869

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: وشود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

هر روز چشم من به جمالی فرو شود

این دل که پاره باد گرفتار او شود

2

ای روی این دو دیده بدبین من سیه!

تا بهر چه به دیدن روی نکو شود؟

3

شوخی که دل ز من ببرد وز برای لاغ

آید درون سینه و در جستجو شود

4

گویم بگوی با من مسکین حکایتی

گوید میان هر دو لبم گفتگو شود

5

با آنکه دیده هرگز ازو مردمی ندید

هم در دو دیده مردم چشمم همو شود

6

شرمنده گشت اشک من از چشم من چنانک

هر لحظه آب گردد و در خود فرو شود

7

ابرو کشد به گوش و زنخ را کند نگاه

چوگان نهد به دوش و به دنبال گو شود

8

امسال خود به دام بلایی فتاده ام

کز وی به هر دمم غم صد ساله نو شود

9

گویم فتاده را بکش از خاک، گویدم

ارزد بدین قدر که قد من دو تو شود

10

هر چند کآب روی نباشد چو آب جوی

هر روز آبرویم ازو آب جو شود

11

آرد هم از پی لب او آب در دهان

ار دور چرخ گر گل خسرو سبو شود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر شب دلم ز دست خیالت زبون شود

تا حال من به عاقبت کار چون شود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 868

اگلی نظم

دل رفت و آرزوی تو از دل نمی‌شود

دل پاره گشت و درد تو زائل نمی‌شود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 870

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور