صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1034

غزل شمارهٔ 1034

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اشدند

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

یاران که بوده اند ندانم کجا شدند؟

یارب، چه روز بود که از ما جدا شدند؟

2

گر نوبهار آید و پرسد ز دوستان

گو، ای صبا، که آن همه گلها گیا شدند

3

ای گل، چو آمدی ز زمین گو چگونه اند؟

آن رویها که در ته گرد فنا شدند

4

آن سروران که تاج سر خلق بوده اند

اکنون نظاره کن که همه خاک پا شدند

5

دنیاست خونبهای بسی خلق، وین زمان

بسیار کس که بر سر این خونبها شدند

6

خورشید بوده اند که رفتند زیر خاک

آن ذره ها که چون همه اندر هوا شدند

7

آنها که سیمیای جهان شان فریب داد

بگذاشتند کنج و پی کیمیا شدند

8

بازیچه ایست طفل فریب این متاع دهر

بی عقل مردمان که بدین مبتلا شدند

9

کس را چه شد که نقد مرادی نمی رسد

مانا که خازنان فلک بینوا شدند

10

خسرو، گریز کن که وفا نیست در جهان

زاهل جهان که همچو جهان بی وفا شدند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر چه خوبان ز مه فزون باشند

پیش آن ماه من زبون باشند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1033

اگلی نظم

آن مست ناز جان جهان که می رود

وان گل به دست سرو روان که می رود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1035

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور