صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1975

غزل شمارهٔ 1975

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: انمنبودی

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خوش آن شبها که آن جان جهان مهمان من بودی

جراحتها که او کردی لبش درمان من بودی

2

گدایی می کنم ار وقت خوش را از در دلها

گه آن گنج روان در خانه ویران من بودی

3

نمی گردد فراموش از دلم پای نگارینش

که جایی گه گهی بر دیده گریان من بودی

4

به بخت من که آن شب گرد خودکامم به یاد آمد

وگرنه تا چها بار از غمش بر جان من بودی

5

من محروم را چندین نم از چشمی نبودی هم

اگر زان کوی مشتی خاک در دامان من بودی

6

هزاران داغ غم جان را شود زین حیرتم در دل

که کاش آن داغ اسپش بر دل بریان من بودی

7

نسیما، گر به ره آید مرا، وه کز کجا جستی؟

که این بو از تو می آید، بر آن مهمان من بودی

8

مرا گویند بر جادار دل کایام عیش است این

گذشت آن کین دل دیواز در فرمان من بودی

9

ملامت می کند نادان، سخن برنآمدی از وی

اگر یک روزه بر جانش غم جانان من بودی

10

دل رفته نیاید باز، ره تا کی توان رفتن؟

رها کن، خسروا، باز آمدی گر ز آن من بودی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گذشت آن کین دل زارم شکیبا بود یک چندی

پریشانی زلفش آمد و زد راه خرسندی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1974

اگلی نظم

نبود یار من آن را که یار داشتمی

گهی به دیده و گه در کنار داشتمی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1976

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور