صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »مثنویات
  4. »شمارهٔ 96 - ترجیح اهل هند بر اهل عجم همه در زیرکی و دانش و دلهای هوشیار

شمارهٔ 96 - ترجیح اهل هند بر اهل عجم همه در زیرکی و دانش و دلهای هوشیار

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

گشت چو ثابت که به هند است هوا

نایب جنت ز بسی برگ و نوا

2

چون بهر اقلیم که جنبد قلمی

نیست به از دانش حکمت رقمی

3

گر به حکمت سخن از روم شده

فلسفه ز آنجا همه معلوم شده

4

رومی از آن گونه که افگند برون

برهمنان داشت از آن مایه فزون

5

لیک ازیشان چو بجسته است کسی

آن همه در پرده نمانده‌ست بسی

6

من قدری بر سر این کار شدم

در دل‌شان محرم اسرار شدم

7

هر چه به اندازهٔ خود رمز خرد

جستم از آن قوم نبود از در رد

8

جز بالهی، که در آن عرصه درون

عقل زبون است، خرامند نگون

9

هند و تنها نه در آن ره شده گم

فلسفه را نیز در آن صد شتلم

10

معترف وحدت و هستی و قدم

قدر ایجاد همه بعد عدم

11

رازق هر پر هنر و بی هنری

عمر بر جادهٔ هر جانوری

12

خالق افعال نیکی و بدی

حکمت و حکمش ازلی و ابدی

13

فعال مختار و مجازی به عمل

عالم هر کلی و جزوی ز ازل

14

این همه را گشت به تحقیق مقر

نی چو بسی طایفه بر کذب مفر

15

عیسویان زوج و ولد بسته بدو

هندو ازین جنس نه پیوسته برو

16

قوم مجسم رقم از جسم زده

برهمنان نی دم از این قسم زده

17

قوم مشبه سوی تشبیه شده

هندو ازین هاش به تنبیه شده

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هند چو فردوس شد از صحبت من

بهر هوایش کنون آیم به سخن

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 95 - ترجیح ملک هند به عقل از هوای خویش بر روم و بر عراق و خراسان و قندهار

اگلی نظم

چو مرد آید برون از عهدهٔ عهد

به کارش بخت و دولت را بود جهد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»مثنویات»شمارهٔ 97 - حدیث عهد و پیمان لشکر غازی، که در کام نهنگ اندر روند و دیدهٔ اژدر!

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور