خیام»ترانههای خیام (صادق هدایت)»هرچه باداباد [100-74]»رباعی 91رباعی 91شاعر: خیاموزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: استایدلصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکس خُلْد و جَحیم را ندیده است ای دلگویی که از آن جهان رسیده است ای دل؟2نقل کریںامّید و هراسِ ما به چیزیست کزانجز نام، نشانی نه پدید است ای دل!◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظم* گویند بهشتِ عَدْن با حور خوش استمن میگویم که آب انگور خوش استخیام»ترانههای خیام (صادق هدایت)»هرچه باداباد [100-74]»رباعی 90اگلی نظم* من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشتاز اهل بهشت کرد، یا دوزخ زشتخیام»ترانههای خیام (صادق هدایت)»هرچه باداباد [100-74]»رباعی 92ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظم* گویند بهشتِ عَدْن با حور خوش استمن میگویم که آب انگور خوش استخیام»ترانههای خیام (صادق هدایت)»هرچه باداباد [100-74]»رباعی 90
اگلی نظم* من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشتاز اهل بهشت کرد، یا دوزخ زشتخیام»ترانههای خیام (صادق هدایت)»هرچه باداباد [100-74]»رباعی 92