صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. خیام
  2. »نوروزنامه
  3. »بخش 22 - حکایت

بخش 22 - حکایت

شاعر: خیام

گویند بهرام گور روزی پیش نعمان منذر ایستاده بود که پروردگار او بود، بیک کمان دو تیر انداخت و دو مرغ را بدان دو تیر از هوا فرود آورد، نعمان گفت ای پسر تا جهان بوده است نه چون تو تیر انداز بود و نه تا جهان باشد خواهد بود،

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سام نریمان (را) پرسیدند که « ای پیروزگرِ سالار! آرایشِ رزم چیست؟» جواب داد که « حمیدِ شاه (؟حمیّتِ شاه)  و دانشِ سپهبد به آرای و مبارزِ هنری که زره دارد و با کمان جنگ جوید.»

خیام»نوروزنامه»بخش 21 - حکایت

اگلی نظم

گویند روزی حکیمی پسر خویش را پند می‌داد گفت «ای پسر ، اسپ دوست دار و کمان عزیز دار و بی‌حصار مباش و حصار بی‌مترس مدار.» گفت «ای پدر ، اسپ و کمان دانستم. حصار و مترس از کجا؟» گفت « حصار، مبارزست و مترس زره » یعنی بی‌زره مباش تا توانی.

خیام»نوروزنامه»بخش 23 - حکایت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور