صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. خیام
  2. »نوروزنامه
  3. »بخش 24 - حکایت

بخش 24 - حکایت

شاعر: خیام

سیف ذی یزن گوید که آن وقت که سپهسالار ایرانی را بفرستاد انوشین‌روان، و او ابرهه صباح را به تیر زد، و از اشتر فرود انداخت گفت « تعالوا اخوانی الی معوج مستقیم یرسل الریح، و میت طائر یاخذ الروح، و هما القوس و السهم، فعلیکم بادبهما، فانهما، حکماء الاسلحه، یحاربان من القرب و یقاتلان بالبعذ » گفت ای برادران بیایید سوی کژی راست که باد راند، و مرده‌ای که از زنده جان ستاند، و آن هر دو تیر و کمان‌اند، ادب ایشان نگاه دارید، که ایشان حکیم سلاحها اند، به نزدیک جنگ کنند و از دور دشمن کشند »

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گویند روزی حکیمی پسر خویش را پند می‌داد گفت «ای پسر ، اسپ دوست دار و کمان عزیز دار و بی‌حصار مباش و حصار بی‌مترس مدار.» گفت «ای پدر ، اسپ و کمان دانستم. حصار و مترس از کجا؟» گفت « حصار، مبارزست و مترس زره » یعنی بی‌زره مباش تا توانی.

خیام»نوروزنامه»بخش 23 - حکایت

اگلی نظم

گویند روزی نوشین‌روان از بابک عارض پرسید گفت « از سلاحداران کدام نام‌بردار‌ترند ؟» گفت « خداوندان کمان و تیر » نوشین‌روان از وی شگفت ماند. خواست که این معنی بشرح باز گوید گفت « چگونه باید که باشند این مردمان ؟» گفت « چنانک همه تنشان دل باشد، و همه دلشان بازو، و همه بازوشان کمان، و همه کمانشان تیر، و همه تیرشان دل دشمن » گفت « چگونه باید دانست این معنی را ؟» گفت « چنانک دل قوی دارند و سخت چون بازو ، و زه هموار و سخت چون کمان، و تیر راست و موافق چون زه، تا هرگاه که چنین بوَد جای تیر خویش در دل دشمن بینند، این قدر در معنی تیر و کمان گفته آمد. »

خیام»نوروزنامه»بخش 25 - حکایت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور