جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»قطعات»شمارهٔ 6شمارهٔ 6شاعر: جامیوزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیہ: ینهاستصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبود شاها رعیت آن خزینهکه در وی گنج های زر دفینه است22نقل کریںعوان چون مالشان دزدیده گیردببر دستش که دزد آن خزینه است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر پسر کو از پدر لافد نه از فضل و هنرفی المثل گر دیده را مردم بود نامردم استجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 5اگلی نظمایا شاهی که هر جا مسند عدلنهادی ظلم از آنجا رخت برداشتجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 7◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر پسر کو از پدر لافد نه از فضل و هنرفی المثل گر دیده را مردم بود نامردم استجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 5