جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»رباعیات»شمارهٔ 139شمارهٔ 139شاعر: جامیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ستندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآنها که در آفاق به هم پیوستندآخر ز میانه پای رفتن بستند2نقل کریںافسوس که حاسدان نادان پی نامبر وضع دگر به جایشان بنشستند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر چند که در دل غم هجران افکندجان پرتو حسن به جانب آن افکندجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 138اگلی نظمزین پیش رهی بود ز بغداد نیازموصل به حریم وصل آن کعبه رازجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 140زمینہم وزن و قافیہ نظمیںیکی از وزرا معزول شد و به حلقهٔ درویشان درآمد. اثر برکتِ صحبتِ ایشان در او سرایت کرد و جمعیّتِ خاطرش دست داد. مَلِک بار دیگر بر او دل خوش کرد و عمل فرمود. قبولش نیامد و گفت: معزولی به نزد خردمندان بهتر که مشغولی.آنان که به کنجِ عافیت بنشستندسعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 15ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر چند که در دل غم هجران افکندجان پرتو حسن به جانب آن افکندجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 138
یکی از وزرا معزول شد و به حلقهٔ درویشان درآمد. اثر برکتِ صحبتِ ایشان در او سرایت کرد و جمعیّتِ خاطرش دست داد. مَلِک بار دیگر بر او دل خوش کرد و عمل فرمود. قبولش نیامد و گفت: معزولی به نزد خردمندان بهتر که مشغولی.آنان که به کنجِ عافیت بنشستندسعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 15