صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »رباعیات
  5. »شمارهٔ 21

شمارهٔ 21

شاعر: جامی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: وشم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

جانا بنشین و زان دو لب در گوشم

گوش یک سخن و ز ناله کن خاموشم

2

ور نی ز خراش دل خود بخروشم

خود را و تو را به عالمی بفروشم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون دیده ببندم به خیال تو خوشم

چون بگشایم به خط و خال تو خوشم

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 20

اگلی نظم

چون سوی من ای جان و جهان دیر آیی

خواهی بکشی زودم ازان دیر آیی

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 22

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از ثور فلک شیر وفا میدوشم

هرچند که از پنجهٔ او بخروشم

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1124

الحمدللّه الخبیر بخفیات الضمائر، البصیر بخبیات السرائر، المتنزه عن‌الامثال والنظائر، المتعالی عن ان تدرکه‌الابصار والبصائر، والصلوة علی نبیه‌الداعی لامته الی النعم والذخائر، و رسوله الشفیع لاهل الصغائر و الکبائر، ثم ان‌الله تعالی ارشدالعالمین بلطائف آیاته و استأثر علم‌الغیب بعلو ذاته، حیث قال فی محکم کتابه، و منزل خطابه: وعنده مفاتح‌الغیب لایعلمها الا هو و یعلم ما فی‌البر والبحر.

آن دلیل هر برگشته، و آن دست‌گیر هر سرگشته و آن راحت هر جراحتی و آن درمان هر دردی، آن غفاری که بر اولیای خود رایت نصرت آشکارا کرد، و آن قهاری که بر اعداء خود آیت نقمت پیدا کرد، و آن مفضلی که دوستان خود را خلعت سعادت و سیادت پوشانید، آن عادلی که بر دشمنان باران خواری و نگوساری بارانید، و وحی فرستاد بدان مرد باخبر و بدان سر سرور سر کاینات، و مقدم موجودات، سلالهٔ طهارت، و کیمیاء سعادت کان فتوت، و جان نبوت، سر دفتر برگزیدگان، و شفاعت‌خواه رمیدگان، فهرست جریدهٔ رسیدگان علیه‌السلام آن مردی که نظرش بر خبر مقدم بود، و رؤیت بر روایت، تا هر فرمانی که از گلشن ارادت سوی آن مرکز سیادت و هر وحیی که از بارگاه ازل سوی کارگاه امل صادر گشتی، آن صدر با قدر، بل که آن (بدر هر) صدر، آن مردی که طاووس ملائکه و اخ انبیا وحی بدو آوردی پیش از وی میخواندی، تا برای اعجاز و اعزاز کلام نامخلوق فرمان آمد: ولا تعجل بالقرآن من قبل ان یقضی الیک وحیه. وحی آمد بدین مهتر کرامت دیده که ای محمد من که خدایم، و معبود بسزایم، و عزیز بی‌همتایم، در عالم غیب در هر کنجی صد هزار گنجست که خاطر هر ناگنجی بدو نرسد.

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»مقدّمهٔ رفاء»بخش 1 - مقدّمهٔ رفاء

چون بحر، ز شوق راز جان، میجوشم

لیکن ز خود و ز دیگران میپوشم

عطار»مختارنامه»باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن»شمارهٔ 28

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور