جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»رباعیات»شمارهٔ 17شمارهٔ 17شاعر: جامیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: لنتوانیافتہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںقرب تو به اسباب و علل نتوان یافتبی سابقه فضل ازل نتوان یافت2نقل کریںبر هر چه بود توان گرفتن بدلیتو بی بدلی تو را بدل نتوان یافت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن کس که لبت دید تو را جان گفته ستوان کس که رخت، مهر درخشان گفته ستجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 16اگلی نظمسوفسطایی که از خرد بی خبر استگوید عالم خیالی اندر گذر استجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 18زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبا روی تو ماه را محل نتوان یافتمثلت ز ابد تا به ازل نتوان یافتعطار»مختارنامه»باب سی و نهم: در صفتِ میان و قدِ معشوق»شمارهٔ 6ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن کس که لبت دید تو را جان گفته ستوان کس که رخت، مهر درخشان گفته ستجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 16
با روی تو ماه را محل نتوان یافتمثلت ز ابد تا به ازل نتوان یافتعطار»مختارنامه»باب سی و نهم: در صفتِ میان و قدِ معشوق»شمارهٔ 6