خوش با دگرانی ای به رخ رشک پری
بر من همه راه ناخوشی می سپری
چون دولت سود وصل تو یافت نشد
در ماتم نایاب من و نوحه گری
زمین
هنگام سپیدهدم خروس سحری
دانی که چرا همیکند نوحهگری؟
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 114
* بر کوزهگری پریر کردم گذری
از خاک همینمود هر دَم هنری
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)ذرات گردنده [73-57]رباعی 69
دل سیر نگرددت ز بیدادگری
چشم آب نگرددت، چو در من نگری
رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 36
ای در دل من نشسته بگشاده دری
جز تو دگری نجویم و کو دگری
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1724
بالا شجری لب شکر و دل حجری
زنجیر سری، سیمبری رشک پری
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1785
با من ترش است روی یار قدری
شیرینتر از این ترش ندیدم شکری
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1793
با یار به گلزار شدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بیخبری
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1795
بر کار گذشته بین که حسرت نخوری
صوفی باشی و نام ماضی نبری
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1800
بیچاره دلا که آینهٔ هر اثری
گر سر کشی از صفات با دردسری
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1805
تو آب نهای خاک نهای تو دگری
بیرون ز جهان آب و گل در سفری
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1819
فارسی متن کا ماخذ: گنجور