صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »بهارستان
  3. »روضهٔ ششم (در مطایبه)
  4. »بخش 6

بخش 6

شاعر: جامی

فاضلی بر یکی از دوستان صاحب‌راز خود نامه می‌نوشت، شخصی در پهلوی او نشسته بود و به گوشه چشم نوشته وی را می‌خواند، بر وی دشوار آمد، بنوشت که اگر نه در پهلوی من دزدی زن‌به‌مزد نه نشسته بودی و نوشته مرا نمی‌خواندی همه اسرار خود بنوشتمی.

آن شخص گفت: والله ای مولانا که من نامه تو را مطالعه نکردم و نخواندم. گفت: ای نادان! پس این را که می‌گویی از کجا می‌گویی؟

هرآن کس که دزدیده بر سر مرد

شود مطلع شایدش خواند دزد

بر آن کار اگر مزد دارد طمع

همین به که نامش نهی زن به مزد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بهلول را گفتند: دیوانگان بصره را بشمار گفت: آن از حیز شمار بیرون است، اگر گویید عاقلان را بشمارم که معدودی چند بیش نیستند.

هرکه عاقل بینی او را بهره است

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 5

اگلی نظم

مستی از خانه بیرون آمد، و در میانه راه بیفتاد و قی کرد و لب و دهان خود بیالود. سگی آمد و آن را لیسیدن گرفت، پنداشت که آدمی است که آن را پاک می کند، دعا می کرد که خدای تعالی فرزندان و فرزندان فرزندان تو را خدمتگار تو گرداند.

بعد از آن سگ پای برداشت و بر روی او بول کرد. گفت: بارک الله ای سیدی! که آب گرم آوردی تا روی مرا بشویی.

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 7

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور