صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر دوم
  5. »بخش 5 - اشارت به قصه امتحان ملائکه مر ابراهیم خلیل را صلوات الرحمن علیه و در باختن آنچه داشت از مواشی و نعم و اموال در محبت حق سبحانه و تعالی

بخش 5 - اشارت به قصه امتحان ملائکه مر ابراهیم خلیل را صلوات الرحمن علیه و در باختن آنچه داشت از مواشی و نعم و اموال در محبت حق سبحانه و تعالی

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چون خلیل الله آن امام کرام

یافت از حق مواید انعام

2

افسر دولتش نهاد به سر

خلعت خلتش فکند به بر

3

شد پی رهروان صاحبدل

بر دل پاک او صحف نازل

4

کثرت مالش از عدد بگذشت

رمه و گله اش ز حد بگذشت

5

کوه و در پر مواشی نعمش

شهر و ده پر حواشی خدمش

6

لیک با این همه نمی آسود

پی کسب رضای حق می بود

7

روز بودی به شغل مهمانی

شب در اندیشه خدا خوانی

8

در مقام مجاهدت قایم

در عبادت قدم زدی دایم

9

حال او را چو قدسیان دیدند

جز به میزان ظن نسنجیدند

10

می ز پیمانه گمان خوردند

ظن به حال وی آنچنان بردند

11

کان همه جد و جهد دمبدمش

نیست جز در مقابل نعمش

12

عشق نعمت زده ست ره بر وی

عشق منعم نبرده سویی پی

13

عشق فعلیست آن و اسمایی

نیست از عشق ذات شیدایی

14

عشق کان منتشی نه از ذات است

هدف تیرهای آفات است

15

فعل معشوق وصف او به مثل

چون به اضداد خود شوند بدل

16

عاشقان را فسرده گردد دل

گرمی عشقشان شود زایل

17

ور بود عشق منبعث از ذات

باشد آن عشق را بقا و ثبات

18

ذات با هر صفت شود پیدا

عاشق از عشق آن بود شیدا

19

گر رضا باشد آن صفت ور قهر

جان عاشق ز هر دو یابد بهر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بحر بس ژرف و یم بس طامی

قطب حق بایزید بسطامی

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 4 - سلطان العارفین قدس الله تعالی سره در بادیه کله ای دید بر وی نوشته خسرالدنیا و الآخرة از زمین برداشت و بوسه داد و فرمود که این سر صوفیی است که دو جهان را برای خدای درباخته است

اگلی نظم

حق چو آن وهم و آن گمان دانست

چاره آن در امتحان دانست

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 6 - اذن کردن حق سبحانه و تعالی ملائکه را در امتحان کردن ابراهیم صلوات الرحمن علی نبینا و علیه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور