صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »اعتقادنامه
  5. »بخش 32 - گفتار در ختم دفتر اول از کتاب سلسلة الذهب و حواله آنچه تقریب سخن به آن رسیده بود به دفتر دیگر

بخش 32 - گفتار در ختم دفتر اول از کتاب سلسلة الذهب و حواله آنچه تقریب سخن به آن رسیده بود به دفتر دیگر

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چون شد این اعتقاد نامه درست

باز گردم به کار و بار نخست

2

کار من عشق و بار من عشق است

حاصل روزگار من عشق است

3

سر رشته کشیده بود به عشق

دل و جان آرمیده بود به عشق

4

به سر رشته خود آیم باز

سخن عاشقی کنم آغاز

5

هرگز آن رشته را خلل مرساد

تا به حشرم مهار بینی باد

6

آن نه رشته سلاسل ذهب است

نام رشته بر آن نه از ادب است

7

بهر شیران بود سلاسل زر

هر که شیر است ازان نپیچد سر

8

این مسلسل سخن که می خوانی

هم ازان سلسله ست تا دانی

9

تا نجوشد ز سینه عشق سخن

نتوان داد شرح عشق کهن

10

می زند جوش عشقم از سینه

تا دهم شرح عشق دیرینه

11

لیک بیم ملال بی ذوقی

که ندارد به شرح آن شوقی

12

می کند بند راه شوق بیان

می نهد مهر خامشی به دهان

13

پس همان به که لب فرو بندم

بیش از این گفت و گوی نپسندم

14

گر مددگار من شود توفیق

که کنم درس عشق را تحقیق

15

بهر آن دفتری ز نو سازم

داستانی دگر بپردازم

16

ور بماند جواد عمر از سیر

ختم الله لی بما هو خیر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

درجات بهشت باشد هشت

که به قول ثقات ثابت گشت

جامی»هفت اورنگ»اعتقادنامه»بخش 31 - اشارت به درجات بهشت و خلود در آن و رؤیت حق سبحانه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور