جامی»هفت اورنگ»تحفةالاحرار»بخش 9 - نعت دوم در صفت معراج که از آسمان رسالت وی پایه ایست بس بلند و از آفتاب جلالت وی سایه ایست بس ارجمندبخش 9 - نعت دوم در صفت معراج که از آسمان رسالت وی پایه ایست بس بلند و از آفتاب جلالت وی سایه ایست بس ارجمندشاعر: جامیوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)صنف: مثنویصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیک شبی از صبح دل افروزتروز شب و روز همه فیروزتر22نقل کریںطره او نافه دولت گشایغره او نور سعادت فزای33نقل کریںبارقه لطف درافشان در اوابر عنایت گهر افشان در او44نقل کریںخواجه که آمد دو جهان بنده اشکرد مدد دولت پاینده اش55نقل کریںعشق رگ جانش کشیدن گرفتدل پی جانانش طپیدن گرفت66نقل کریںبر مژه از اشک ره خواب زدراه طلب از ز سرشک آب زد77نقل کریںچون نم آن ابر کرامت نثارباز نشاند از ره مقصد غبار88نقل کریںقاصدی از کشور نورانیانپاک ز آلایش ظلمانیان99نقل کریںآمد و آورد براقی چو برقپیکری از نور قدم تا به فرق1010نقل کریںاوج سپر همچو شهاب اشهبیچرخ ممر همچو قمر کوکبی1111نقل کریںرفتن او جستن تیر از کمانجستن او حجت طی مکان1212نقل کریںپیش نرفته نظر از گام اوبود به هم جنبش و آرام او1313نقل کریںگفت که ای ساقی ابرار خیزجرعه بر این گنبد دوار ریز1414نقل کریںساخته ای عرش برین فرش رافرش قدم کن چو زمین عرش را1515نقل کریںراهرو راسترو «ماغوی »رهبر روشن نظر «ماطغی »1616نقل کریںخلعت اسری به برانداختهجامه شب رفتن ازان ساخته1717نقل کریںپای درآورد به پشت براقخواند بر آفاق که هذا فراق1818نقل کریںتافت ز بیت الحرم او را لگامزد به طواف حرم قدس گام1919نقل کریںبود ازو گام نهادن هماندر حرم قدس ستادن همان2020نقل کریںباز از آنجا کمر عزم جستروی سفر کرد به قصر نخست2121نقل کریںشد به در خانه ماه آفتابیافت به یک حلقه زدن فتح باب2222نقل کریںرفت در آن خانه به صد عز و نازخانه نشینان به هزاران نیاز2323نقل کریںسجده کنان بوسه به پایش زدندطبل دعا کوس ثنایش زدند2424نقل کریںکای به درت ملک و ملک ملتجیجئت الینا و لنعم المجی2525نقل کریںآمدی و آمدنت بس خوش استدیدن روی تو عجب دلکش است2626نقل کریںخاک رهت بر سر ما تاج بادهر شب عمرت شب معراج باد2727نقل کریںخانه به خانه به همین رسم و راهسایه طوبی شدش آرامگاه2828نقل کریںباز برافراخت از آنجا لوارو به سراپرده «ثم استوی »2929نقل کریںهمنفسش زد نفس «لو دنوت »زو شرف همنفسی گشت فوت3030نقل کریںپای ازان پایه فراتر نهادعرش به زیر قدمش سر نهاد3131نقل کریںخرقه تن را ز تن جان فکندبر کتفش خلعت احسان فکند3232نقل کریںآن که ازین خرقه مجرد شدهجاذبه شوق یکی صد شده3333نقل کریںخیمه برون زد ز حدود و جهاتپرده او شد تتق نور ذات3434نقل کریںتیرگی هست ازو دور گشتپردگی پرده آن نور گشت3535نقل کریںکیست کزان پرده شود پرده ساززمزمه ای گوید ازان پرده باز3636نقل کریںهست ز پرده بدر این گفت و گویبه که شود مختصر این گفت و گوی3737نقل کریںخواجه در آن پرده چو دید آنچه دیدوانچه نیاید به زبان هم شنید3838نقل کریںیافت اجازت که ز اقلیم رازراحله راند به حریم مجاز3939نقل کریںکرد گذر بر صف افلاکیانشد ز تواضع شرف خاکیان4040نقل کریںآمد و بر ریگ حرم بسترشگرم هنوز از تن جان پرورش4141نقل کریںچون طلبیدند ازان گنج پاکبهره خود خانه خرابان خاک4242نقل کریںدر دل هر خانه خرابی که خواستریخت نصیبی به نصابی که خواست4343نقل کریںبود به یک لحظه در آن نیمه شبآمدن و رفتن او ای عجب4444نقل کریںبود بلی نور زمین و آسماندر سفر نور نگنجد زمان4545نقل کریںعالم ازان نور بود مستنیردست بزن جامی و دامانش گیر4646نقل کریںبو که از آنجا به ضیایی رسیراه بیابی و به جایی رسی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماختر برج شرف کایناتگوهر درج صدف کایناتجامی»هفت اورنگ»تحفةالاحرار»بخش 8 - نعت اول منبی از تقدم حقیقت وی بر همه حقایق امکانی به حسب مرتبه و وجود روحانی صلی الله علیه و سلماگلی نظمای ز تو شق خرقه ماه منیرپیش تو مهر آمده فرمان پذیرجامی»هفت اورنگ»تحفةالاحرار»بخش 10 - نعت سیم منبی از بعض معجزات وی که از حد عد متجاوز است و نطاق نطق از احاطه به آن عاجز◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماختر برج شرف کایناتگوهر درج صدف کایناتجامی»هفت اورنگ»تحفةالاحرار»بخش 8 - نعت اول منبی از تقدم حقیقت وی بر همه حقایق امکانی به حسب مرتبه و وجود روحانی صلی الله علیه و سلم
اگلی نظمای ز تو شق خرقه ماه منیرپیش تو مهر آمده فرمان پذیرجامی»هفت اورنگ»تحفةالاحرار»بخش 10 - نعت سیم منبی از بعض معجزات وی که از حد عد متجاوز است و نطاق نطق از احاطه به آن عاجز