صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »تحفة‌الاحرار
  4. »بخش 13 - در منقبت قطب الطریق غوث الخلایق خواجه بهاء الملة والدین محمد البخاری المعروف به نقشبند قدس الله تعالی سره

بخش 13 - در منقبت قطب الطریق غوث الخلایق خواجه بهاء الملة والدین محمد البخاری المعروف به نقشبند قدس الله تعالی سره

شاعر: جامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

در خم این دایره نقش بند

چند شوی بند به هر نقش چند

22

نقش رها کن سوی بی نقش رو

دیده به هر نقش چه داری گرو

33

نقش چو پرده ست و تو ز افسردگی

مایل پرده شد از پردگی

44

برفکن از پردگی این پرده را

گرم کن از وی دل افسرده را

55

رستن ازین پرده که بر جان توست

بی مدد پیر نه امکان توست

66

وان گهر پاک نه هر جا بود

معدن آن خاک بخارا بود

77

سکه که در یثرب و بطحا زدند

نوبت آخر به بخارا زدند

88

از خط آن سکه نشد بهره مند

جز دل بی نقش شه نقشبند

99

خواجه بسته ز سر بندگی

در صف صفوت کمر بندگی

1010

تاج بها بر سر دین او نهاد

قفل هوا از در دین او گشاد

1111

قطب یقین نقطه توحید او

خلعت دین خرقه تجرید او

1212

سر فنا را کس ازو به نگفت

در بقا را کس ازو به نسفت

1313

اول او آخر هر منتهی

زآخر او جیب تمنا تهی

1414

سایه او را قدم فرش سای

پایه او را به سر عرش پای

1515

صورت او راست به میزان شرع

جان وی و زندگی از جان شرع

1616

حق طلبان را به نظرهای خاص

داده ز اندیشه باطل خلاص

1717

هر که بدان گنج عنایت رسید

رخت بدایت به نهایت کشید

1818

راهنمای سفر اندر وطن

خلوتی دایره انجمن

1919

کم زده بی همدمی هوش دم

در نگذشته نظرش از قدم

2020

بس که ز خود کرده به سرعت سفر

باز نمانده قدمش از نظر

2121

وقت توجه شده خم چون کمان

از چله خلوتیان بر کران

2222

بین که چه سان کرده دو صد قافله

صید کمانی و کمان بی چله

2323

چون ز نشان ها به عیان آمده

محو نشانهاش نشان آمده

2424

یافته در طی مقامات خویش

بی صفتی را صفت ذات خویش

2525

سلسله نسبت پیران او

عروه وثقای اسیران او

2626

افکند آوازه آن سلسله

در صف شیران جهان زلزله

2727

سفله که نامش به حقارت برد

نام خود از لوح بصارت برد

2828

دیده خفاش بود روز کور

ور نه ز خورشید نبودی نفور

2929

طایر روحش که ازین کهنه دام

سدره نشیمن شد و طوبی مقام

3030

باد به فرخنده مقر مستقر

عند ملیک صمد مقتدر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای عربی نسبت امی لقب

بنده تو هم عجم و هم عرب

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 12 - نعت پنجم در ادب ضراعت امیدواران و طلب شفاعت گناهکاران

اگلی نظم

زد به جهان نوبت شاهنشهی

کوکبه فقر عبیداللهی

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 14 - در دعای دولتخواهی جناب ارشاد پناهی خواجه ناصرالدین عبیدالله ادام الله تعالی ظلال ارشاده علی مفارق الطالبین الی یوم الدین

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور