صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سبحة‌الابرار
  4. »بخش 62 - حکایت آن بنده گنهکار که چون دولت عفوش دست داد بر آن نیستاد و پای در میدان طلب رضا نهاد

بخش 62 - حکایت آن بنده گنهکار که چون دولت عفوش دست داد بر آن نیستاد و پای در میدان طلب رضا نهاد

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

با ادب بنده ای از به طلبی

گام زن شد به ره بی ادبی

2

بس ادب ورز که از لغزش پای

مرکز بی ادبی سازد جای

3

خواجه را ساخت چو آتش غضبش

سوختن خواست به داغ ادبش

4

رفت و با اشک ندامت ریزی

کرد آغاز شفیع انگیزی

5

مقبلی زد قدم همراهی

با وی از بهر شفاعت خواهی

6

خواجه بخشید گناهش به شفیع

بخشش از اهل کرم نیست بدیع

7

بنده آن مژده بخشش چو شنود

چشمه خون ز دل و دیده گشود

8

چهره از خون جگر گلگون کرد

دامن از سیل مژه پرخون کرد

9

با وی آن مرد شفاعت پیشه

گفت کای غافل بی اندیشه

10

از پس عفو گنه گریه ز چیست

کس بدینسان که تو گریی نگریست

11

خواجه گفت از مژه زان خون پالاست

کز پی عفو طلبگار رضاست

12

عفوش از قول زبان حاصل شد

به رضاجویی دل مایل شد

13

عفو من خاص برای دل توست

غرض از عفو رضای دل توست

14

چون بود دل ز کسی ناخشنود

به زبان عفو کیش دارد سود

15

هر چه او کرد به صورت بحل است

لیک خشنودی دل کار دل است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای درین مرحله تنگ بساط

مانده در ربقه اندوه و نشاط

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 61 - عقد هژدهم در رضا که گره کراهت از دل گشادن است و تلخی ها را چاشنی شیرین دادن

اگلی نظم

ای رضا بخش ریاضت کیشان

رایض طبع رضا اندیشان

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 63 - مناجات در مقام رضا طلبیدن و از آنجا رخت به سر منزل محبت کشیدن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور