صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سبحة‌الابرار
  4. »بخش 23 - حکایت آن پادشاه مریض که از دست دو طبیب نبض او به اعتدال نمی جست و تا قاروره وجود یکی نشکست مزاج وی از علاج دیگری به صحت نپیوست

بخش 23 - حکایت آن پادشاه مریض که از دست دو طبیب نبض او به اعتدال نمی جست و تا قاروره وجود یکی نشکست مزاج وی از علاج دیگری به صحت نپیوست

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

داشت آن شاه به بالین دو حکیم

هر دو دانا و خردمند و کریم

22

لبشان با دم عیسی همدم

کفشان راحت هر رنج و الم

33

دست هر یک چو به نبض آوردی

دستگیری ضعیفان کردی

44

شاه بیمار ز تغییر مزاج

وان دو در کار به تدبیر علاج

55

لیک همپیشگی و همکاری

زد بر ایشان ره دولتیاری

66

هر چه این گفتی آن وا دادی

هر چه آن بستی این بگشادی

77

روز صحت شد از ایشان تاریک

شب تار اجل آمد نزدیک

88

شاه را بود وزیری زیرک

آن تعصب چو بدید از هر یک

99

حیله ای کرد به دانایی ساز

کان دو دانا به یکی آمد باز

1010

زان یکی شاه چو شد چاره پذیر

قصه را کرد بر او عرضه وزیر

1111

گفت ای از تو زیانم همه سود

این خیالت ز کجا روی نمود

1212

گفت از آنجا که به ما گفت خدای

که عمارتگر این طرفه سرای

1313

گر به فرض از یکی افزون بودی

هر دمش حال دگرگون بودی

1414

طشت خورشید ز بام افتادی

کار گردون ز نظام افتادی

1515

زاده خاک دگر خاک شدی

خاک چون گرد بر افلاک شدی

1616

تیز کردی به عدم جمله قدم

بلکه سر بر نزدندی ز عدم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای درین بتکده طبع فریب

برده غوغای بتان از تو شکیب

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 22 - عقد پنجم در بیان یکتایی و برهان بی همتایی حق سبحانه که در بیان و برهان همه زبان آوران یکسانند و همه بی زبانان یکزبان

اگلی نظم

ای به توحید تو هر ذره گواه

نیست یک ذره به توحید تو راه

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 24 - مناجات در طلب ترقی از مقام توحید به شهود وحدت که نهایت راه و مقصدالاقصای عارفان آگاه است

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور