صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »لیلی و مجنون
  4. »بخش 21 - رفتن مجنون به حج بعد از اجازت خواستن از لیلی

بخش 21 - رفتن مجنون به حج بعد از اجازت خواستن از لیلی

شاعر: جامی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

شرط است وفا به عهد کردن

در پاس عهود جهد کردن

22

سفری که ازین بلند مهد است

یک نکته ازان وفا به عهد است

33

آنست همیشه مرد را جهد

کاید بیرون ز عهده عهد

44

مجنون که وفا به عهد می کرد

در رفتن کعبه جهد می کرد

55

از منزل دوست بی سر و پای

شد بادیه گرد و راه پیمای

66

از گرمی ریگ و سختی سنگ

کرد آبله پای سعی او لنگ

77

از بس که شد از شکاف رنجه

شد پاشنه شاخه ها چو پنجه

88

بودی کف پاش گاه رفتار

نعلین هزار میخی از خار

99

ساقش شده صد قلم ز خاره

کردی ز میان ره کناره

1010

بر صفحه ریگ ازان قلم ها

از محنت خود زدی رقم ها

1111

گاهی قدمش ز بس شدی ریش

چون کو رفتی به پهلوی خویش

1212

گاهی بودی به پویه اش رو

چون ناقه بسته پا به زانو

1313

سقای عطش سراب بودش

وز آبله پا در آب بودش

1414

نانش ز فطیر ماه و خور بود

آبش ز تراوش جگر بود

1515

خوابش چو فتادن ذلیلان

بی خود ته دامن مغیلان

1616

هر خار شدی به وقت آن خواب

بهر رگ جان کشیش قلاب

1717

هم مرحله مار و مور با او

همراه گوزن و گور با او

1818

دیوان و ددان رفیق راهش

یا او شه و آن همه سپاهش

1919

هر خامه ریگ را که دیدی

حرفی ز نگار خود کشیدی

2020

خون از مژه ریختی بر آن حرف

چندان که شدی به رنگ شنگرف

2121

چون کعبه روان ز بعد میقات

لبیک زنان شدی در اوقات

2222

او بسته لب از نوای لبیک

لیلی گفتی به جای لبیک

2323

چشمش به سواد مکه از دور

چون شد ز جمال کعبه پر نور

2424

آمد ز جمال لیلی اش یاد

برداشت ز داغ شوق فریاد

2525

زانجا به طواف خانه زد گام

نگرفته ز ماه خانگی کام

2626

انداخت به خانه شعله آه

از فرقت روی خانگی ماه

2727

زد بر در خانه حلقه شوق

در گردن جان ز حلقه اش طوق

2828

از حلقه غم در آن تک و دو

می جست ز حلقه اش برون شو

2929

آن گه ز دو دیده خون دل ریخت

در دامن ستر کعبه آویخت

3030

کای پرده نشین حجله ناز

وی عقده گشای پرده راز

3131

در انجمن عرب نشستی

بازار همه عجم شکستی

3232

روی عرب و عجم به سویت

جان همه مست آرزویت

3333

در بادیه تو زیر هر سنگ

افتاده سر هزار سرهنگ

3434

سنگی تو و شرک شیشه خانه

دیده ز تو کسر جاودانه

3535

ریگ حرمت به سرمه سایی

در چشم زمانه روشنایی

3636

از خوی من است هرزه کوشی

وز دامن توست پرده پوشی

3737

از پرده دری پناه من باش

بر توبه گری گواه من باش

3838

از هر چه نه نیک توبه کردم

بد کردم و لیک توبه کردم

3939

معشوق ازل که اوست پیدا

در دیده عاشقان شیدا

4040

عمری به درش نشسته بودم

پیمان وفاش بسته بودم

4141

از هر چه مرا شکست پیمان

هستم ز همه کنون پشیمان

4242

یارب ز همه بتاب رویم

وز حرف همه ورق بشویم

4343

الا ز هوای روی لیلی

وز دعوی آرزوی لیلی

4444

لیلی ست امیدگاه جانم

سرمایه عمر جاودانم

4545

لیلی ستن فروغ بخش دیده

و آرام ده دل رمیده

4646

لیلی ست چراغ زندگانی

نوباوه باغ کامرانی

4747

او شاه ولایت نکوییست

جان تن عشق و مهرجوییست

4848

تا او شاه است بنده ام من

تا او جان است زنده ام من

4949

هر کس که نه زنده زوست مرده ست

هر کس که نه گرم ازو فسرده ست

5050

گر جمله جهان شوند یک رای

کز قاعده وفاش باز آی

5151

حاشا که نهم به سویشان گوش

یک لحظه ازو کنم فراموش

5252

گویند به قصد حج چو مجنون

آمد سر و پا برهنه بیرون

5353

زین واقعه اش پدر خبر یافت

دنباله او چو باد بشتافت

5454

با او به طوافگه قرین بود

در وقت دعاش در کمین بود

5555

بشنید چو آن دعا و زاریش

قانون وفا و دوستداریش

5656

دست طمع از خلاص او شست

دیگر همه جا رضای او جست

5757

در محمل لطف و هودج ناز

آورد به کوی لیلی اش باز

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون باز سفیده دم درین باغ

بنشست بر آشیانه زاغ

جامی»هفت اورنگ»لیلی و مجنون»بخش 20 - رفتن مجنون پیش لیلی و به بانگ زاغ فال نیکو گرفتن و نذر کردن که اگر دیدار لیلی میسر گردد یک حج پیاده بگزارد

اگلی نظم

خوش نغمه مغنی حجازی

این نغمه زند به پرده سازی

جامی»هفت اورنگ»لیلی و مجنون»بخش 22 - واقف شدن قبیله لیلی از عشق مجنون با وی و منع کردن وی از ملاقات با لیلی

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور