صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سبحة‌الابرار
  4. »بخش 88 - عقد بیست و هفتم در اخلاص که پای همت بر سر هوا نهادن است و گردن ارادت از ربقه ریا گشادن

بخش 88 - عقد بیست و هفتم در اخلاص که پای همت بر سر هوا نهادن است و گردن ارادت از ربقه ریا گشادن

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

ای به خود رسته که چون شاخ گیا

می دهد جنبش تو باد هوا

22

تا کی از باد هوا جنبیدن

چون هوا نیست خوش آرامیدن

33

هست جنبش ز هوا عادت خس

جنبش از بهر خدا باید و بس

44

چون هوا آید جنبش کم کن

کوه سان پا به زمین محکم کن

55

ور خدا خواندت از سر کن پای

بر هوا پا نه و در راه درآی

66

دام ازین وادی خونخوار بکش

دامن از صحبت اغیار بکش

77

روی در قبله یکرویی کن

خلق بگذار و خداجویی کن

88

تا کی از دین ببری رونق را

کز پی خلق پرستی حق را

99

چون نباشد نظر کس به تو باز

دانه چین مرغ شوی وقت نماز

1010

نهی آن گونه پی سجده جبین

کو پی دانه برد سر به زمین

1111

وقت سجده که سوی خانه بود

مدت چیدن یک دانه بود

1212

نه در آن سجده وقاری بودت

نه به دل هوش و قراری بودت

1313

ور بود همچو تویی حاضر تو

که در آن سجده بود ناظر تو

1414

دیر ماند سر تو سجده شناس

همچو در کاه سر گاو خراس

1515

سجده جز بهر خدا شرک بود

شرک بر چهره جان چرک بود

1616

رشحی از چشمه اخلاص بجوی

وز رخ جان خود آن چرک بشوی

1717

چیست اخلاص دل از خود کندن

کار خود را به خدا افکندن

1818

نقد دل از همه خالص کردن

روی چون زر به خلاص آوردن

1919

دل به اسباب جهان نا دادن

دیده بر حور جنان ننهادن

2020

ساختن از دو جهان قبله یکی

تافتن روی ز هر وهم و شکی

2121

گر بری ره به چنین اخلاصی

باشی اندر صف مردان خاصی

2222

خطبه قرب به نام تو بود

جرعه وصل به کام تو بود

2323

لهو تو جد شود و سهو صواب

هزل تو مایه احسان و ثواب

2424

محرم کعبه اقبال شوی

محرم پرده اجلال شوی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای ز نورت علم صبح سفید

صادقان را به تو خوش صبح امید

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 87 - مناجات در انتقال از صدق به اخلاص

اگلی نظم

عربی چند به هم ذوق کنان

لب گشادند به نادر سخنان

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 89 - حکایت آن عجمی که کلمات عربی شنید دعا و استغفار پنداشت دست اخلاص به آمین برداشت هر چند آن دعا نبود آثار مغفرت روی نمود

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور