حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 31شمارهٔ 31شاعر: حافظوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ادہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: محمدرضا مومن نژادآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمیزنم هر نفس از دست فراقت فریادآه اگر نالهٔ زارم نرساند به تو باد2نقل کریںچه کنم گر نکنم ناله و فریاد و فغاندر فراق تو چنانم که بداندیش مباد3نقل کریںروز و شب غصه و خون میخورم و چون نخورمچون ز دیدار تو دورم به چه باشم دلشاد4نقل کریںتا تو از چشم من سوخته دل دور شدیای بسا چشمهٔ خونین که دل از دیده گشاد5نقل کریںحافظ دلشده مستغرق یادت شب و روزتو از این بندهٔ دل رفته به کلی آزاد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبرو ای زاهد و دعوت مکنم سوی بهشتکه خدا در ازل از اهل بهشتم بسرشتحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 30اگلی نظمعشقت نه سرسریست که از دل به در شودمهرت نه عارضیست که جای دگر شودحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 32زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای که عمر از پی سودای تو دادیم به بادیاد می دار که از مات نمی آید یادامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 711آڈیوصداکار منتخب کریںمحمدرضا مومن نژادآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
ای که عمر از پی سودای تو دادیم به بادیاد می دار که از مات نمی آید یادامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 711