حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 22شمارهٔ 22شاعر: حافظوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: اافتدصنف: غزلصداکار: محمدرضا مومن نژادآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگر زلف پریشانت در دست صبا افتدهر جا که دلی باشد در دام بلا افتد22نقل کریںما کشتی صبر خود در بحر غم افکندیمتا آخر از این طوفان هر تخته کجا افتد33نقل کریںهر کس به تمنائی فال از رخ او گیردبر تخته فیروزی تا قرعه کرا افتد44نقل کریںگر زلف سیاهت را من مشک ختا گفتمدر تاب مشو جانا در گفته خطا افتد55نقل کریںآخر چه زیان افتد سلطان ممالک راکو را نظری روزی بر حال گدا افتد66نقل کریںآن باده که دلها را از غم دهد آزادیپر خون جگر گردد چون دور به ما افتد77نقل کریںاحوال دل حافظ از دست غم هجرانچون عاشق سرگردان کز دوست جدا افتد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممطرب خوشنوا بگو تازه به تازه نو به نوباده دلگشا بجو تازه به تازه نو به نوحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 21اگلی نظمببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راحکه ماه اَمن و اَمان است و سال صلح و صلاححافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 23◆آڈیوصداکار منتخب کریںمحمدرضا مومن نژادآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممطرب خوشنوا بگو تازه به تازه نو به نوباده دلگشا بجو تازه به تازه نو به نوحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 21
اگلی نظمببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راحکه ماه اَمن و اَمان است و سال صلح و صلاححافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 23