حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 21شمارهٔ 21شاعر: حافظوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: وتازهبهتازهنوبهنوصنف: غزلصداکاران: محمدرضا مومن نژاد، محسن لیلهکوهیآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمطرب خوشنوا بگو تازه به تازه نو به نوباده دلگشا بجو تازه به تازه نو به نو2نقل کریںبا صنمی چو لعبتی خوش بنشین به خلوتیبوسه ستان به آرزو تازه به تازه نو به نو3نقل کریںبر ز حیات کی خوری گر نه مدام می خوریباده بخور به یاد او تازه به تازه نو به نو4نقل کریںشاهد دلربای من میکند از برای مننقش و نگار و رنگ و بو تازه به تازه نو به نو5نقل کریںباد صبا چو بگذری بر سر کوی آن پریقصه حافظش بگو تازه به تازه نو به نو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممن دوش پنهان میشدم تا قصر جانان سنگنکنرمک نهادم پای را رفتم به ایوان سنگنکحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 20اگلی نظمگر زلف پریشانت در دست صبا افتدهر جا که دلی باشد در دام بلا افتدحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 22آڈیوصداکار منتخب کریںمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممن دوش پنهان میشدم تا قصر جانان سنگنکنرمک نهادم پای را رفتم به ایوان سنگنکحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 20