حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 39شمارهٔ 39شاعر: حافظوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ایہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: محمدرضا مومن نژادآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحمدرضا مومن نژادخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجای حضور و گلشن امن است این سرایزین در به شادمانی و عیش و طرب در آی2نقل کریںای کاخ دولتی ز چه خاکی؟ که مدرج استدر شاخسار گلشن تو سایهٔ همای3نقل کریںهر صبح در هوای درت میکند صبوحجمشید تخت چرخ به جام جهاننمای4نقل کریںفرخنده نوگل تو چمن را حیاتدهجعد بنفشهٔ تو صبا را گرهگشای5نقل کریںخورشید در هوای تو چون ذره پایکوبجمشید در حریم تو چون بندگان بپای6نقل کریںحافظ مقیم درگه او باش و عیش کنکاندر بهشت بهتر از این گوشه نیست جای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبرو زاهد به امیدی که داریکه دارم همچو تو امیدواریحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 38اگلی نظمشب از مطرب که دل خوش باد وی راشنیدم نالهٔ جانسوز نى راحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 40زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای صد هزار عاشقت از فرق تا به پایپنهان ز عاشقانت رویی به من نمایعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 748هنگامه را که بست درین دیر دیر پایزناریان او همه نالنده همچو نایعلامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 71آڈیوصداکار منتخب کریںمحمدرضا مومن نژادآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
ای صد هزار عاشقت از فرق تا به پایپنهان ز عاشقانت رویی به من نمایعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 748
هنگامه را که بست درین دیر دیر پایزناریان او همه نالنده همچو نایعلامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 71