صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »اشعار منتسب
  3. »شمارهٔ 19

شمارهٔ 19

شاعر: حافظ

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: یده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

صداکاران: محمدرضا مومن نژاد، محسن لیله‌کوهی
Toggle stanza 1
11
ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده
خوش‌تر ز چشم مستت چشم جهان ندیده
22
همچون تو نازنینی سر تا قدم لطافت
گیتی نشان نداده ایزد نیافریده
33
هر زاهدی که دیده یاقوت جان فزایش
سجاده ترک کرده پیمانه در کشیده
44
بر چهره بخت نیکت تعویذ چشم زخم است
هر دم و ان یکادی ز اخلاص بردمیده
55
بر قصد خون عشاق ابرو و چشم شوخش
گاه این کمین گشاده گاه آن کمان کشیده
66
تا کی کبوتر دل باشد چو مرغ بسمل
از زخم ناوک تو در خاک و خون تپیده
77
از سوز سینه هر دم دودم به سر درآید
چون عود چند باشم در آتش رمیده
88
گر زآنک رام گردد بخت رمیده با من
هم زان دهن برآرم کام دل رمیده
99
میلی اگر ندارد با عارض تو ابرو
پیوسته از چه باشد چون قد من خمیده
1010
گر بر لبم نهی لب یابم حیات باقی
آن دم که جان شیرین باشد به لب رسیده
1111
تا کی فرو گذاری چون زلف خود دلم را
سرگشته و پریشان ای نور هر دودیده
1212
در پای خار هجران افتاده در کشاکش
وز گلبن وصالت هرگز گلی نچیده
1313
گر دست من نگیری با خواجه بازگویم
کز عاشقان بیدل دل می برد دو دیده
1414
ما را بضاعت این است گر در مذاقت افتد
درهای شعر حافظ بنویس بر جریده
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای در چمن خوبی رویت چو گل خودرو

چین شکن زلفت چون نافهٔ چین خوش بو

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 18

اگلی نظم

من دوش پنهان می‌شدم تا قصر جانان سنگنک

نرمک نهادم پای را رفتم به ایوان سنگنک

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 20

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای کهربای عشقت دل را به خود کشیده

دل رفته ما پی دل چون بی‌دلان دویده

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2392

برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیده

جویان و پای کوبان از آسمان رسیده

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2393

آن خوش پسر برآمد از خانه می کشیده

مایل به اوفتادن چون میوه رسیده

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6642

ای جان ما شرابی از جام تو کشیده

سرمست اوفتاده دل از جهان بریده

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 732

دامن‌کشان همی شد در شرب زرکشیده

صد ماهرو ز رشکش جَیب قصب دریده

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 425

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00