حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 448غزل شمارهٔ 448شاعر: حافظوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: امیداریہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای که در کوی خرابات مقامی داریجم وقت خودی ار دست به جامی داری2نقل کریںای که با زلف و رخِ یار گذاری شب و روزفرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری3نقل کریںای صبا! سوختگان بر سر ره منتظرندگر از آن یار سفرکرده پیامی داری4نقل کریںخال سرسبز تو خوش دانهٔ عیشیست ولیبر کنار چمنش وه که چه دامی داری5نقل کریںبوی جان از لب خندان قدح میشنومبشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری6نقل کریںچون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبودمیکنم شکر که بر جور دوامی داری7نقل کریںنام نیک ار طلبد از تو غریبی چه شود؟تویی امروز در این شهر که نامی داری8نقل کریںبس دعای سحرت مونس جان خواهد بودتو که چون حافظ شبخیز غلامی داری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیا با ما مَوَرز این کینهداریکه حق صحبت دیرینه داریحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 447اگلی نظمای که مهجوری عشاق روا میداریعاشقان را ز بر خویش جدا میداریحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 449زمینہم وزن و قافیہ نظمیںرخصت بوسه اگر از لب جامی داریتلخ منشین که عجب عیش مدامی داریصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6811ای که مهجوری عشاق روا میداریعاشقان را ز بر خویش جدا میداریحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 449آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور