حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 314غزل شمارهٔ 314شاعر: حافظوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ستمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش بیماری چشم تو بِبُرد از دستملیکن از لطفِ لبت صورتِ جان میبستم2نقل کریںعشق من با خَطِ مشکین تو امروزی نیستدیرگاه است کز این جامِ هِلالی مستم3نقل کریںاز ثباتِ خودم این نکته خوش آمد که به جوردر سرِ کویِ تو از پایِ طلب ننشَستم4نقل کریںعافیت چشم مدار از منِ میخانهنشینکه دَم از خدمتِ رندان زدهام تا هستم5نقل کریںدر رَهِ عشق از آن سویِ فنا صد خطر استتا نگویی که چو عمرم به سر آمد رَستم6نقل کریںبعد از اینم چه غم از تیرِ کج اندازِ حسودچون به محبوبِ کمان ابرویِ خود پیوستم7نقل کریںبوسه بر دُرجِ عقیقِ تو حلال است مراکه به افسوس و جفا مُهرِ وفا نشکستم8نقل کریںصنمی لشکریَم غارتِ دل کرد و بِرَفتآه اگر عاطِفَتِ شاه نگیرد دستم9نقل کریںرُتبَتِ دانشِ حافظ به فلک بَر شده بودکرد غمخواریِ شمشادِ بلندت پَستم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبازآی ساقیا که هواخواهِ خدمتممشتاقِ بندگیّ و دعاگویِ دولتمحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 313اگلی نظمبه غیر از آن که بِشُد دین و دانش از دستمبیا بگو که ز عشقت چه طَرْف بَربَستَمحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 315زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدادیم دست چو دیدی به ره خود پستمتا نیفکندیم از پا نگرفتی دستمجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 317من خود ای ساقی! از این شوق که دارم، مستمتو به یک جرعهٔ دیگر ببری از دستمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 367آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیاناحسان حلاجمحمدرضاکاکائیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمبه غیر از آن که بِشُد دین و دانش از دستمبیا بگو که ز عشقت چه طَرْف بَربَستَمحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 315
من خود ای ساقی! از این شوق که دارم، مستمتو به یک جرعهٔ دیگر ببری از دستمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 367