صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 84

غزل شمارهٔ 84

شاعر: حافظ

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: امرفت

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
11
ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت
دَردِه قدح که موسمِ ناموس و نام رفت

O Saki! bring wine; for the fasting month hath passed. Give the goblet; for the season of name and fame hath passed.

22
وقتِ عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت

Dear time hath passed. Come; let us repeat the omitted prayers Of a long life that without the presence of a goglet and of the cup hath passed

33
مستم کن آن چنان که ندانم ز بی‌خودی
در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت

Make me intoxicated even so that from selflessness I shall not know, In the plain of imagination, who hath come, who hath passed.

44
بر بوی آن که جرعهٔ جامت به ما رسد
در مَصطَبِه دعایِ تو هر صبح و شام رفت

In the smell that a draught of Thy cup may reach us, In the inn, every morning and evening, prayer to Thee hath passed.

55
دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیمِ می‌اش در مشام رفت

To the heart that was dead, a great life reached the soul, Since into its perfume-place a perfume, from Thy breeze, hath passed.

66
زاهد غرور داشت، سلامت نبرد راه
رند از رهِ نیاز به دارالسلام رفت

The Zahed had pride; took not the path to safety: By the path of supplication, the Profligate to the House of Safety hath passed.

77
نقدِ دلی که بود مرا صرف باده شد
قلبِ سیاه بود از آن در حرام رفت

The cash of the heart that was mine became expended in wine: It was counterfeit coin. Therefore into the unlawful it hath passed.

88
در تابِ توبه چند توان سوخت همچو عود؟
می ده که عمر در سرِ سودای خام رفت

Like aloe-wood, how long can one consume in the torment of repentance? Give wine. For life in the essence of raw madness hath passed.

99
دیگر مکن نصیحتِ حافظ که ره نیافت
گمگشته‌ای که بادهٔ نابش به کام رفت

Again counsel not Hafez; for the path of austerity, found not, A lost one, to whose palate the sweet wine hath passed.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر ز دستِ زلفِ مُشکینت خطایی رفت رفت

ور ز هندویِ شما بر ما جفایی رفت رفت

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 83

اگلی نظم

شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفت

رویِ مَه پیکرِ او سیر ندیدیم و برفت

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 85

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00